محصولات هوپا | صفحه‌ی 3

دزدان دریایی تصادفی 2/ سفر به جزیره‌ی اژدها

نویسنده: کلر فایرز
افسانه‌ها قصه‌اند... و قصه‌ها جاودانه! از زمانی که برایان سیبورن و دوستانش، پیتر و تام، به کشتی دزدهای دریایی آنیون پیوستند، زندگی‌شان دگرگون شد. آن‌ها به‌طور اتفاقی کاری کردند که آخرین گونه‌ی اژدها سر از تخم دربیاورد. سرنشینان کشتی رهسپار یک ماجراجویی جدید شدند تا برای دوستِ نفس‌آتشینشان...

افلاطون‌های جوان/ شورش اپیکتتوس

نویسنده: یان مارشان
تصویرگر: دوناتین ماری
اپیکتتوس در کودکی برده بود. اگرچه او چلاق بود اما آزادترین مرد در شهر رم به شمار می‌آمد. می‌گویند حتی از امپراتور هم شادتر بود. او حرف‌های جالبی برای گفتن داشت. معتقد بود انسانی که واقعاً آزاد باشد ثروتمند نیست، بلکه شکست‌ناپذیر است. 

افلاطون‌های جوان/ لایب‌نیتس یا بهترین جهان ممکن

نویسنده: ژان‌پل مونژان
تصویرگر: ژولیا ووترز
گوتفرید ویلهلم لایب‌نیتس در کودکی به‌تنهایی نه‌فقط خواندن زبان مادری‌اش بلکه زبان لاتین و یونانی را نیز آموخت. وقتی دیپلمات، شاید هم کمی جاسوس شد پایش به همه‌جا باز شد، از واتیکان گرفته تا دربار تزار روسیه. او هم فیلسوف بود هم ریاضیدان. او همچنان به مسئله‌ی شر فکر می‌کرد

تونل وحشت مشاهیر/ اسپارتاکوس و گلادیاتورهای معرکه‌اش

نویسنده: توبی براون
تصویرگر: کلایو گادارد
هر آنچه می خواهی درباره ی این مرد در زنجیر بدانی در این کتاب هست...

ماه خاموش

نویسنده: سارا کروسان
سارا کروسان در این رمان عمیق پرسش‌های دشواری مطرح می‌کند: برای زندگی و زنده‌بودن چقدر باید جنگید؟ چه چیزهایی را میتوان بخشید؟ و در نهایت چگونه باید وداع کرد؟

اسکلیگ

نویسنده: دیوید آلموند
داستانی مملو از عشق و ایمان که با ظرافتی بی‌نظیر و تاثیرگذار نوشته شده است. کتابی است بی‌نهایت ژرف و همه‌ی گروه‌های سنی از خواندن آن لذت می‌برند.

مسافران زمان 3/ ماجرای خانواده‌ی بالبوئنا در امپراتوری روم

تصویرگر: انریکه لورنسو
طوفانی دیگر و سیاه‌چاله‌ای دیگر و سفری دیگر در زمان. این بار به سرزمینی پر از سرباز و گلادیاتور و برده و مبارزه‌های خونین. بله! درست حدس زده‌اید! مقصد جدید خانواده‌ی بالبوئنا امپراتوری روم است. مثل اینکه سباس و سانتی و بقیه حالاحالاها خیال ندارند به موراتالاس برگردند و زندگی عادیشان را از سر...

داستان‌های خبیث 3/ چشم بادمجانی‌ها

نویسنده: لاله جعفری
تصویرگر: حمید خلوتی
ثانیه  خانم یک برج سی طبقه ی خالی داشت. صبح ها از وقتی بیدار می شد تا شب، یک ثانیه هم، یک جای برجش بند نمی شد. ثانیه ی اول می رفت کنار پنجره. اگر کلاغی، کبوتری، چیزی آن دور و بر بود، با تفنگش می زد. ثانیه ی بعد می دوید و شکارش را می آورد و آب پزش می کرد و می خورد... 

داستان‌های خبیث 2/ ساسی بی‌چشم‌ و رو

نویسنده: فریبا کلهر
تصویرگر: حمید خلوتی
یک اسکلت بود، اما دو تا بودند. دوقلو نبودند... برادر نبودند... فقط دو تا بودند که به هم چسبیده بودند. دو سر و چهار تا دست و چهار تا پا... همه‌چیز دوتا دوتا به جز قلب که یکی بود و طرف چپ اسی بود و یک دکمه‌ی عجیب که پشت گردن ساسی بود...

داستان‌های خبیث 1/ گول‌گولاخین

نویسنده: سوسن طاقدیس
تصویرگر: حمید خلوتی
گول‌گولاخین، فین و فین و فین، دماغشو بالا کشید. دوید و دوید. رسید به خرسِ ماهیگیر، هُلش داد، گفت: «نگیر! ماهی نگیر! خودتو بگیر!» ماهی‌هاشو یه لقمه کرد و بیشتر، قِرچ و قُوروچ و قُوروچ‌تر، ماهی‌ها با دُم و سَر، خندید و رفت جلوتر.