مهزاد 3/ قهرمان دورانها
قهرمان
دورانها، آنکه به رؤیای گلسرخ جان میبخشد و جلوی نابودی را میگیرد،
کیست؟
وین به امپراتوری نهایی پایان داد و آزادی
را به اسکاها پیشکش کرد. ولی کشتهشدن لرد فرمانروا دوباره پای ژرفنا را به دنیا
باز کرد. حالا انبوه مه طغیان میکند، زلزلهها بیشتر و مهیبتر میشوند و بشر تا
لبهی پرتگاه فاصلهی چندانی ندارد.
نکند
وین فریب ژرفنا را خورده باشد؟ چرا که لرد فرمانروا در آن دم آخر وین را سرزنش کرد
که همهکس و همهچیز را به کام نابودی کشانده. باید میگذاشت الند بر لب چشمهی
معراج جان بدهد و مهزادی نشود که در پی یافتن غایت اندیشههای لرد فرمانرواست؟
نابودی
چون ناظری همهجاحاضر چشم به وین و الند و سیزد و دیگران دوخته؛ به هرچه میگویند
و هرچه مینویسند. چه میشود کرد؟ باید به انتظار نجاتیافتهای نشست و یا به
اعتماد دل خوش کرد؟
ناقوس نابودی به صدا درآمده.
وقتی نمانده.
هرکه میتواند باید از خویش برون آید و کاری بکند.
«این یک «شاهکار» در ادبیات فانتزی است و تکرارنشدنی!» * بوک رایوت
پدیدآورندگان
شما چه میگویید
سلام دوست عزیز
خوشحالیم که از خوندن «مهزاد» لذت بردید! ممنون که نظرتون رو با ما به اشتراک گذاشتید. پیشنهادتون برای ترجمهی بقیهی آثار نویسنده رو هم حتماً با تیم ترجمه و تولید هوپا در میون میذاریم.
فعلاً برنامهای برای چاپش نداریم.