مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا

میلیسنت مین، دختر نابغه

لازم نیست بهره‌ی هوشی میلیسنت‌مین را داشته باشید تا بتوانید با این راوی یازده ساله و نابغه در نخستین رمان پرشور یی همدلی کنید. برای میلیسنت کلاس‌های دبیرستان و پیش‌دانشگاهی مثل آب‌خوردن است، اما وقتی نوبت به دوست‌شدن با همسالانش می‌رسد گیج و دستپاچه می‌شود. مادر میلیسنت برای اینکه دخترش دوران نوجوانی خوب و سرشاری داشته باشد اسم او را در تیم والیبال می‌نویسد.

گرچه میلی از ورزش‌های تیمی متنفر است (جایی می‌گوید: دوران کودکی من به اندازه‌ی کافی سرشار هست.) شرکت در تمرینات سبب می‌شود با امیلی، که تازه به آن شهر آمده، دوستی عمیقی برقرار کند. امیلی نیز مثل میلیسنت از والیبال متنفر است. میلیسنت که نمی‌خواهد دوستش را از دست بدهد، سعی می‌کند توانایی‌های ذهنی‌اش را از او مخفی کند و همان‌طور که انتظار می‌رود این کار باعث دردسر می‌شود.

امیلی از این پنهان‌کاری میلی آزرده می‌شود و به او پشت می‌کند. حال میلیسنت باید مسئله‌ای را حل کند که برای او مشکل‌تر از هر معادله‌ی ریاضی یا امتحانی است. چطور می‌تواند اعتماد امیلی را دوباره جلب کند؟ شخصیت متمایز میلیسنت، که هم‌زمان مخلوطی از عقلانیت و سادگی است، در برخورد با شخصیت‌های دیگر داستان همچون مادر ورزشکار و عملگرا، پدر آسانگیر و مادربزرگ محبوبی که پندهای حکیمانه‌ی خود را از برنامه‌ی تلویزیونی کنگ‌فو وام می‌گیرد، سبب خلق لحظات خنده‌آوری می‌شود. یی در این کتاب دو واژه‌ی «باهوش» و «خنگ» را بازتعریف می‌کند و هم‌زمان داستان دلپذیر و شوخ طبعانه‌ای را ارائه می‌دهد.

سایت پابلیشرز ویکلی