انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

ژان فیلیپ آرو وینیود

نویسنده
ژان فیلیپ آرو وینیود در ۱۸ سپتامبر سال ۱۹۵۸ در بوردو به دنیا آمد. او در رشته‌ی ادبیات مدرن از دانشگاه اِکول نرمال سوپریور در سنت-کلود فارغ‌التحصیل شد. پس از سال‌ها تدریس، ژان به حرفه‌ی ویراستاری روی آورد. او بیش از هر چیز به مجموعه‌داستان‌های ادبی کودکان و نوجوانان و همچنین داستان‌های ساده برای عموم خوانندگان علاقه نشان داد. وی که از کودکی شیفته‌ی کتابخوانی بود، خیلی زود نویسندگی را آغاز کرد و در سال ۱۹۸۴، با همکاری انتشارات گالیمارد، پرده‌ای بر شب را منتشر کرد و جایزه‌ی ‌رمان اولی را از آن خود نمود.

هنگامی‌که او برای کودکان می‌نویسد، با دقت و موشکافی خود را به دست خاطراتش می‌سپارد تا به خواننده این امکان را بدهد که کتابی را بخواند که او در همان سن به دنبال خواندن آن بوده است: «من همه‌ی کتاب‌های کودک و نوجوان را خوانده‌ام. من یک کتابخوان حرفه‌ای بودم. به لطف خواندن همین کتاب‌های نوجوانان است که امروز نویسنده شده‌ام.»

کتاب‌های ژان فیلیپ آرو وینیود

ماجراهای ژان و ژان و... ژان! ۱/ املت شکر

ماجراهای ژان و ژان و... ژان! ۱/ املت شکر

,شما املت شکر را می‌شناسید؟ درست‌کردنش هیچ کاری ندارد. اول یک خانواده با پنج تا پسر آماده کنید. بعد، بهش یک نوزاد تازه به‌دنیاآمده و یک خوکچه‌ی هندی و ده بیست تایی موش سفید هم اضافه کنید. خوب به هم بزنید و یادتان نرود یک مامان خیلی منظم و یک بابای همه‌فن‌حریف و چندتا رفیق بامعرفت را هم در نظر داشته باشید. بعد روی این مخلوط مقداری شیطنت و هیجان بریزید و بلافاصله سرو کنید. املت شما آماده است... نوش جان!
بیشتر بخوانید!
ماجراهای ژان و ژان و... ژان! ۲/ پنیر پرنده

ماجراهای ژان و ژان و... ژان! ۲/ پنیر پرنده

,خیلی دلم می‌خواست که مثل بهترین دوستم، فرانسوا آرشامپو، تک‌پسر بودم. خانه‌شان آن‌‌قدر بزرگ است که برای رفتن به حمام مجبور است سوار دوچرخه بشود؛ البته این چیزی است که خودش می‌گوید... ازآنجاکه پدرش مأمور مخفی است، فرانسوا آرشامپو هیچ‌کس را پنجشنبه‌ها برای بازی‌کردن به خانه‌اش دعوت نمی‌کند. ژان‌ـ‌آ می‌گوید که او دروغگوست، اما من حرف فرانسوا را باور می‌کنم.
بیشتر بخوانید!
ماجراهای ژان و ژان و... ژان! ۳/ سوپ ماهی قرمز

ماجراهای ژان و ژان و... ژان! ۳/ سوپ ماهی قرمز

,این‌بار ژان‌ها و پدر و مادرشان بالاخره اسباب‌کشی کردند؛ اما با وجود یک خروس جنگی، همسایه‌ای با گوش‌های سنگین، کلاشینکف سیب‌زمینی، مهمانی غافل‌گیرکننده و زد و خورد با گروه کاستورها، زندگی جدیدشان در شهر جدید حالاحالاها رنگ آرامش به خود نمی‌گیرد؛ البته شانس آورده‌اند که بابای همه‌فن‌حریف و مامان خیلی منظمی دارند!
بیشتر بخوانید!