انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

پیام ابراهیمی

نویسنده و مترجم
پیام ابراهیمی در آذر ماه ۱۳۶۷ به‌دنیا آمد. در کودکی مثل خیلی‌ها دوست داشت فضانورد شود. اما از همان موقع، یعنی حدود پنج سالگی قصه می‌گفت و از نه سالگی داستان می‌نوشت. در نوجوانی چندتایی از داستان‌ها و نقدِ کتاب‌هایش در بعضی از مطبوعات چاپ شد. از آن‌جایی که عاشق نوشتن بود، در دانشگاه فیزیک هسته‌ای خواند. از همان ابتدای دوران دانشجویی نوشتن فیلمنامه‌ی انیمیشن و طنز مطبوعاتی را آغاز کرد. البته هیچ‌کدام از این دو کار نتوانستند جلویش را بگیرند تا سراغ طراحی گرافیک، روزنامه‌نگاری، تدریس ریاضی و فیزیک، نوشتن سناریوی تبلیغاتی، کارگردانی تلویزیونی نمایش و تدوین فیلم نرود. او بعد از این‌که تمام کارهایی که می‌توانست (و حتی نمی‌توانست) را امتحان کرد، تصمیم گرفت سراغ نوشتن و ترجمه‌ی کتاب برای کودکان و نوجوانان برود. این کار را هم، مثل بقیه‌ی کارها، همزمان با چند کار دیگر انجام داد و انجام داد و انجام داد تا بالاخره از بقیه‌ی کارها خسته شد و تصمیم گرفت تبدیل شود به یک نویسنده‌ی کودکِ خالی.

پیام ابراهیمی تا حالا کتاب‌های زیادی برای کودکان نوشته و کتاب‌هایش به زبان‌های فرانسوی، کره‌ای، چینی، انگلیسی، آلمانی، روسی و ترکی ترجمه و منتشر شده‌اند.

کتاب‌های پیام ابراهیمی

ویس و رامین (از مجموعه‌ی عشق‌های فراموش‌شده)

ویس و رامین (از مجموعه‌ی عشق‌های فراموش‌شده)

,سال‌ها پیش، آن وقت‌ها که ریش‌هایم هنوز سپید نشده بود، حتی می‌توانم بگویم سیاه هم نبود یا البته درست بگویم اصلاً ریش نداشتم، از پدرم پرسیدم: «بابا! این عشق که می‌گن چیه؟» پدرم گفت: «این غلط‌ها به تو نیومده فرزند دلبندم! تو باید دَرست رو بخونی.» پنج سال بعد که هفت سالم بود و سواد خواندن و نوشتن مختصری آموختم، تصمیم گرفتم به جای درس خواندن بروم و عاشق شوم. اما قبل از عاشق شدن لازم بود با تحقیق در داستان‌های موجود معنای واقعی عشق را دریابم. اولین داستانی که نظرم را جلب کرد، داستان ویس و رامین بود.
بیشتر بخوانید!
جویندگان سرنخ ۱/ پرونده‌ی قلعه‌ی سحرآمیز

جویندگان سرنخ ۱/ پرونده‌ی قلعه‌ی سحرآمیز

,پِپا و مَکسی از وقتی خیلی کوچولو بودند با هم دوست‌اند. آن‌ها یک شرکت کارآگاهی دارند و توی شرکتشان به پرونده‌های عجیب‌وغریب و مشکوک رسیدگی می‌کنند. پولگاس، سگ شکاری آژانس، و ببیتو با پستانک جادویی‌اش در حل پرونده‌ها به آن‌ها کمک می‌کنند.
در این داستان، قرار است پپا و مکسی همراه پدربزرگ به تعطیلات بروند و...
بیشتر بخوانید!
جویندگان سرنخ ۲/ پرونده‌ی کتاب‌فروش عجیب‌وغریب

جویندگان سرنخ ۲/ پرونده‌ی کتاب‌فروش عجیب‌وغریب

,پِپا و مَکسی از وقتی خیلی کوچولو بودند با هم دوست‌اند. آن‌ها یک شرکت کارآگاهی دارند و توی شرکتشان به پرونده‌های عجیب‌وغریب و مشکوک رسیدگی می‌کنند. پولگاس، سگ شکاری آژانس، و ببیتو با پستانک جادویی‌اش در حل پرونده‌ها به آن‌ها کمک می‌کنند.
در این داستان، آن‌ها با کتاب‌فروش بداخلاقی روبه‌رو می‌شوند که...
بیشتر بخوانید!
گرگ‌و‌میش سگی (ماجرای گروگان‌گیری در مدرسه‌ی برادران قندی)

گرگ‌و‌میش سگی (ماجرای گروگان‌گیری در مدرسه‌ی برادران قندی)

,در یک گرگ‌ومیش معمولی، بچه‌ها توی کلاس تقویتی ریاضی آقای انارکی نشسته‌اند که صدای بلندی از حیاط به گوش می‌رسد: «هیچ‌کی از جاش تکون نخوره!» صدا آنقدر بلند است که بچه‌ها را می‌کشاند پشت پنجره تا ببینند چه خبر است. چهار گروگان‌گیر، با جوراب‌های سیاهی که روی صورت‌شان کشیده‌اند، وارد مدرسه می‌شوند. به‌نظر خشمگین می‌آیند و اسلحه‌ای که توی دست یکی‌شان است نشان می‌دهد که با هیچکس شوخی ندارند.
بیشتر بخوانید!