مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
گالری
ویدئوها
بیشتر بدانید
پدیدآورندگان
شما چه می گویید

پنی قشقرق 3/ پنی قشقرق، ته آتیش‌پاره‌های دنیا

نویسنده : جوآنا نادین
تصویرگر : جس میخائیل
مترجم : مونا توحیدی
تعداد صفحات : 152
گروه سنی : 9 تا 12 سال
از مجموعه‌ی : پنی قشقرق
قیمت : 13000 تومان
ماجرا از این قرار بود که چهارشنبه‌ای بریجِت گریمز، شاگرد اولِ کلاسمان و عزیزدُردانه‌ی آقای شومان، یونیفرمِ مدرسه را نپوشیده بود. (یونیفرم مدرسه ترکیبی است از بلوزِ قرمز، شلوارِ طوسی، جورابِ سفید و کفشِ سیاه که همه مناسبِ محیطِ مدرسه هستند.) اما خانمِ پترسون، معلمِ کلاسمان که مثل چوب‌خشک لاغر و دراز است، حتی یک کلمه هم به بریجِت چیزی نگفت. به‌نظرم اصلاً منصفانه نبود، چون قبلش به کاسمو مون وِبستر به‌خاطرِ پوشیدنِ شنلِ جنگجویانِ فیلمِ جنگِ ستارگان گیر داده بود. آفتابگردان (مامانِ کاسمو که البته اسمِ واقعی‌اش باربارا است) به او اجازه می‌دهد که هر لباسی دلش خواست بپوشد، چون به آزادی و خودبیانگری اعتقاد دارد. تازه بهخاطرِ پوشیدنِ چکمه‌ی پلاستیکی به من هم گیر داده بودند، نه اینکه مامانِ من هم به آزادی و خودبیانگری اعتقاد داشته باشد، نه، به این‌خاطر مجبور شدم چکمه بپوشم که یک لنگه‌کفشم افتاده بود توی فاضلاب. می‌خواستم ببینم کفشم از لای سرپوشِ فاضلاب رد می‌شود یا نه، که خب معلوم شد می‌شود. همین را هم به خانمِ پترسون گفتم، ولی فایده‌ای نداشت.

بیشتر بدانید
راستش را بخواهید اسمِ من واقعاً «پنی‌قشقرق» نیست.

«پنلوپه جونز» است! لقبِ «قشقرق» را بابایم به‌شوخی گذاشته روی من. اما من این‌دفعه واقعاً واقعاً نمی‌خواستم هیچ آتیشی بسوزانم.

نه، واقعاً نمی‌خواستم. فقط می‌خواستم حسابی تلاش کنم که مفید باشم. برای همین اصلاً تقصیر من نیست که الان سرتا پای خودم و لباس‌قوییِ «دیسی» آبی شده، بعدش هم واقعاً می‌خواستم با آزمایش علمی‌ام یک کاری کنم که «جوشوآ باتملی» از دیسی خوشش بیاید، واقعاً نمی‌دانستم که یک‌دفعه رنگش می‌پرد و سبز می‌شود و این قشقرق به پا می‌شود.

پدید آورندگان
جوآنا نادین
جوآنا نادین
«جوآنا» مجموعه‌ی پنی قشقرق، و یک‌عالم کتاب دیگر مثل این نوشته. ریزه‌میزه، بامزه، باهوش، آب‌زیرکاه و عاشق موسیقی است. قبل از آنکه نویسنده بشود، همیشه دلش می‌خواست یک ستاره‌ی رقص باله یا قهرمان سوارکاری باشد، اما به‌جایش کارهای دیگری کرد: نجات‌غریقی استخر، گویندگی اخبار رادیو، نظافت خانه‌ی سالمندان و شعبده‌بازی. عاشق این است که صبحانه عصاره‌ی مالت روی نان تست بخورد و مربا روی نان تست دِسِرش باشد. یک روز خوب برای جوآنا روزی است که شیرینی بپزد، توی اینترنت بچرخد، توی کافه‌های پاریس بنشیند و با دخترش، که او را خیلی یاد پنی قشقرق می‌اندازد، بازی کند.
جس میخائیل
جس میخائیل
جِس عاشق این است که با رنگ‌های روشن و طرح‌های خیالی، شخصیت‌های بامزه بسازد و مردم را بخنداند. توی دنیا بیشتر از همه‌جا خانه‌ی نقلی‌اش را دوست دارد. خانه‌ای که توی آن با سگ کوچولویش زندگی می‌کند. بیشتر از همه وقتش را به این کارها می‌گذراند: طراحی، اسکن‌کردن، قلم‌زدن، چاپ، قالب‌زدن و بعضی‌وقت‌ها هم کار‌کردن با کامپیوتر وحشتناکش. جِس عاشق چرخ‌زدن و پیدا‌کردن چیزهای محشرِ عجیب‌و‌غریب است، آن هم توی بازارچه‌های اجناس دستِ‌دوم و خیریه‌ها. یک روز خوب برای او روزی است که لم بدهد توی یک ساحل آفتابی و یک‌عالمه خورشت کاری و بستنی بخورد. (البته نه با هم!)
مونا توحیدی
مونا توحیدی
مونا توحیدی مثل همه‌ی آدم‌ها در یک روزی از یک سالی ناغافل به این دنیا آمد. از سی سال اول زندگی‌اش اطلاعات دقیقی در دست نیست. تنها چیزی که به یاد می‌آورد این است که در کودکی‌ کله‌اش پر از ایده‌های درخشان منحصربه‌فردی بود که هیچ‌وقت عملی نشد. شاید اگر آن زمان مجموعه‌ی پنی قشقرق به دستش رسیده بود و پیشنهادهای درجه‌یک پنی قشقرق را خوانده بود الان برای خودش یک مخترع تمام‌عیار شده بود.
شما چه می گویید
ثبت نظر به عنوان کاربر مهمان
ثبت نظر از طریق حساب کاربری
کاربر مهمان : الناز

سلام کدوم از ۱و۲و۳ اش قشنگتره ؟

سلام. به نظر ما که همه‌اش.
کاربر مهمان : باران بختیاری

ببخشید شما در نمایشگاه کتاب سال ۹۷ غرفه دارید؟

بله، حتما و مشتاق دیدار همه‌تون هستیم.
کاربر مهمان : پرهام

سلام ببخشید سه جلد بعدی پنی قشقرق تاریخ حدودی کی در بخش در راه اند قرار می گیرد؟

سلام. مشخص نیست دقیقا. فکر کنیم تا پایان خرداد منتشر شوند.
کاربر مهمان : نگار

ببخشید کی چاپ میشه

امیدواریم در ماه اسفند منتشر بشود. خبرش را از این‌جا یا کانال تلگرام و صفحه‌ی اینستاگراممان دنبال کنید.
پیشنهادهای سر‌آشپز هوپا
برای تویی که این کتاب را دوست داشتی