مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

پدرو مانیاس

نویسنده
بد نیست بدانی که پدرو مانیاس...

بعضی وقت‌ها دلش می‌خواست جای کس دیگری باشد، خصوصاً وقتی به‌خاطر شلخته‌بودنش بهش اخم می‌کردند یا موقع فوتبال بهش می‌گفتند دروازه‌بان باشد. به‌خاطر همین، توی دانشگاه تصمیم گرفت اسم خودش را بگذارد متیو. این کارش دردسرساز شد. بعضی از هم‌کلاسی‌هایش به این اسم صدایش می‌کردند و بعضی‌ها به آن‌یکی اسم. استادها هم تکلیفشان معلوم نبود. بعضی‌ها خیال می‌کردند پدرو و متیو دوقلو هستند. امروز پدرو ترکیبی از هر دوی آن‌هاست. البته مسلماً سلیقه‌ی هردویشان توی بعضی چیزها یکسان است، مثل کتاب، تئاتر، فیلم‌های کم‌یاب، غذای ژاپنی و بازی‌های ویدئویی.

پدرو مانیاس اهل مادرید است و زبان و ادبیات انگلیسی خوانده و چیزهای زیادی درباره‌ی دو علاقه‌ی بزرگ زندگی‌اش، ادبیات و تئاتر، یاد گرفته است. او دو جایزه برای کتاب‌های داستان و شعر کودک برده و در دورهمی‌های کتابخوانی شرکت می‌کند. اگر می‌خواهید درباره‌اش بیشتر بدانید، سری به وبگاهش بزنید:

www.pedromanas.com

کتاب‌های پدرو مانیاس

زندگی پنهان ربکا

زندگی پنهان ربکا

,مشاورهای مدرسه شبیه مشاورهای توی تلویزیون نیستند. توی مدرسه خبری از کاناپه‌ی راحتی نیست که آدم رویش ولو شود. مشاورهای مدرسه پیپ نمی‌کشند و اجازه نمی‌دهند هرقدر می‌خواهی، حرف بزنی و بعد بگویند «خب وقت تمومه. تا ترم بعد خداحافظ». بیشتر وقتشان را به سوال‌کردن ازت می‌گذرانند و یک عالمه جواب ازت می‌خواهند و یک عالمه نصیحت می‌کنند که آویزه‌ی گوشَت کنی. به همین خاطر وقتی فهمیدم لیان خیال دارد من را به مشاور مدرسه‌ی چهارمم معرفی کند، از خوش‌حالی نپریدم بالا. آن روز صبح بابا من را مثل آن موقع‌ها که بچه بودم، برد مدرسه. اما گاو‌ها هیچ‌وقت دلشان نمی‌خواهد بروند قصابی، حتی اگر روی دست ببرندشان. برای همین، وقتی راه دفتر مشاور را نشانمان دادند، کلی وول خوردم تا از دست بابا خلاص شوم.
بیشتر بخوانید!