مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
گالری
بیشتر بدانید!
پدیدآورندگان
شما چه می گویید

وحشت در دبستان شومیان ۱/ مدرسه زنده است!

نویسنده : جک شابرت
تصویرگر : سام ریکس
مترجم : مونا توحیدی
تعداد صفحات : 104
گروه سنی : ۸ تا ۱۱ سال
از مجموعه‌ی : وحشت در دبستان شومیان
قیمت : 18000 تومان
ساختمانِ مدرسه را ورانداز کرد. سام هیچ دلش نمی‌خواست بیشتر از آن توی حیاط بماند. دوید سمتِ زمینِ بازی. همین که به تاب‌ها رسید، یکهو چیزی به قوزکِ پایش چنگ انداخت.

پایین را نگاه کرد. پاهایش داشتند توی شن‌ها فرو می‌رفتند!

خب، معلوم است که پای آدم موقعِ راه‌رفتن توی شن فرو می‌رود. اما نه این‌جوری! انگار چیزی داشت او را پایین می‌کشید.

بیشتر بدانید!
سام گریوز تازه مأمور انتظامات دبستان شومیان شده است، اما روز اول مأموریتش رازی وحشتناک را درباره‌ی مدرسه‌شان می‌فهمد: مدرسه‌شان یک موجود زنده‌ی گرسنه است و خوراکش چیزی نیست جز دانش‌آموزهای مدرسه!

سام دیگر چاره‌ای ندارد، باید نوار زشتِ نارنجیِ مأمورانتظاماتی‌اش را روی شانه‌اش بیندازد و مطمئن شود همه‌ی بچه‌ها سر کلاس‌هایشان رفته‌اند. او باید از دانش‌آموزها در برابر مدرسه محافظت کند.

مدرسه ی هیولایی کِی حمله خواهد کرد؟ آیا سام برای جنگیدن آماده است؟

پدید آورندگان
جک شابرت
جک شابرت
جک شابرت خودش هم زمانی در دبستان جوشوآ ايتون، در ايالت ماساچوست آمريکا، مأمور انتظامات بود. اما مدرسه‌شان، برخلاف مدرسه‌ی شوميان، يک موجود زنده نبود. تجربه‌ی جک هم، مثل تجربه‌ی سام، قهرمان مدرسه‌ی شوميان، هيجان‌انگيز از کار درنيامد، و البته به ترسناکی آن هم نبود! جک اين روزها هم مأمور انتظامات است. البته نه در مدرسه، در يک ساختمان ديگر: يک آپارتمان قديمی و عجيب در نيويورک که به آن می‌گويد خانه. روزها کارش اين است: بازی‌های کامپيوتری، خوردن هله‌هوله و خواندن کتاب‌های کميک. و شب‌ها: راه‌رفتن در راهروها و انتظارکشيدن برای اينکه آپارتمان هر لحظه جان بگيرد.
سام ریکس
سام ریکس
سام ریکس هم زمانی به يک مدرسه‌ی جن‌زده می‌رفت، اما هيچ‌وقت مأمورِ انتظامات نشد. تا جايي که يادش است، مدرسه هيچ‌وقت هوس نکرد او را بخورد. سام از دانشگاه بالتيمور مدرک کارشناسی ارشدِ هنر گرفت. اين روزها در يک مؤسسه‌ی هنری، در شهرِ سَلت‌لِيک، تصويرسازی و طراحی درس می‌دهد و در خانه‌ی غيرِ آدم‌خوارش برای قصه‌های عجيب‌وغريب تصويرگری می‌کند.
مونا توحیدی
مونا توحیدی
مونا توحیدی مثل همه‌ی آدم‌ها در یک روزی از یک سالی ناغافل به این دنیا آمد. از سی سال اول زندگی‌اش اطلاعات دقیقی در دست نیست؛ تنها چیزی که به یاد می‌آورد این است که اگرچه بچه‌درسخوان بود، همیشه از مدرسه بدش می‌آمد. کابوسش هم این بود که تا آخر عمرش مجبور شود به مدرسه برود، اما بالاخره بزرگ شد و هیولای مدرسه دست از سرش برداشت. البته توی این چند ماهی که مجموعه‌ی وحشت در دبستان شومیان را ترجمه می‌کرد، یکی دو باری دلش برای مدرسه و ماجراهایش تنگ شد و ته دلش آرزو کرد دوباره به مدرسه برگردد؛ البته فقط برای چند روز.
شما چه می گویید
ثبت نظر به عنوان کاربر مهمان
ثبت نظر از طریق حساب کاربری
کاربر مهمان : هوپا خون دو آتیشه

سلام ببخشید ژانر این کتاب چیست

سلام. داستان ترسناک و ماجراجویانه است.
کاربر مهمان : بهار

سلام هوپا جان امیدوارم مثل همیشه پر انرژی باشی. می یه سوال دارم ایا شما هم در نمایشگاه بین المللی اصفهان شرکت میکنید؟

سلام. اگر مشکل خاصی پیش نیاید، بله، شرکت خواهیم کرد.
کاربر مهمان : محمد

چند جلد است جلد يك كي مياد

ده جلد است. جلد یک و دو با هم در ماه آبان یا آذر می‌آیند.