مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

نعیم تدین

تصویرگر
در سال 1358 متولد شد. در هنرستان سیما، رشته‌ی هنرهای نمایشی خواند و در دانشگاه علم و صنعت تهران، طراحی صنعتی. از سال 1379 تا حالا در زمینه‌ی کارتون مطبوعاتی با روزنامه‌ها و مجلات زیادی همکاری کرده و از سال 1380 در پروژه‌های ساخت انیمیشن فعالیت داشته است. نعیم تدین در حال حاضر مشغول تصویر‌گری کتاب و بازی‌های فکری ا‌ست.

کتاب‌های نعیم تدین

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 2/ کارلسون دوباره پرواز می‌کند

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 2/ کارلسون دوباره پرواز می‌کند

,مامان گفت: «بیچاره اریک. بابی و بتی خیلی بزرگ‌تر از او هستند، به‌خاطر همین او هم‌بازی ندارد و برای همین است که داستان‌هایی درباره کارلسون از خودش درمی‌آورد.» بابا گفت: «بله، واقعاً وقتش رسیده که برای اریک یک گربه بخریم. خیلی وقت است که از ما یک گربه خواسته و اگر یک حیوان خانگی داشته باشد، دیگر کارلسون را فراموش می‌کند.» این‌جوری بود که بیمبو وارد زندگی اریک شد. او همیشه دلش می‌خواست یک گربه برای خودش داشته باشد و در تولد هشت‌سالگی‌اش بالاخره یک گربه هدیه گرفت. این درست همان ‌روزی بود که مامان و بابا و بابی و بتی بالاخره کارلسون را دیدند.
بیشتر بخوانید
 ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 1/ حقه‌بازی‌های کارلسون

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 1/ حقه‌بازی‌های کارلسون

,وقتی که از زندگی توی اتاق‌های قوطی‌کبریتی آپارتمان‌های دراز و بی‌قواره خسته شوی، می‌توانی به کارلسون فکر کنی. او از پنجره‌ی اتاقت می‌آید تو، تو را سوار پشتش می‌کند و با هم پرواز می‌کنید، روی شیروانی‌ها راه می‌روید و ماجراهای جذاب و خنده‌داری را با هم تجربه می‌کنید. فقط کافی‌ست پنجره‌ی اتاقت را برای کارلسون پشت‌بومی باز بگذاری!
بیشتر بخوانید
ماجراهای کارلسون پشت‌بومی ۳/ بهترین کارلسون دنیا

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی ۳/ بهترین کارلسون دنیا

,یک روز صبح، اریک، کوچک‌ترین عضو خانواده‌ی اریکسون، از صدای مامان و بابا که توی آشپزخانه حرف می‌زدند، بیدار شد. از لحن صدایشان معلوم بود دارند درباره‌ی چیز نگران‌کننده و مهمی حرف می‌زنند. بابا گفت: «همه‌جا را به هم ریخته. ببین توی روزنامه چی نوشته‌اند. اینجا! اینجا را بخوان.» مامان گفت: «وای نه! وحشتناک است! خیلی وحشتناک!» اریک از تختش پرید پایین. می‌خواست بداند چه چیزی آن‌قدر وحشتناک است. و خب، خیلی زود فهمید چه خبر است. توی صفحه‌ی اول روزنامه با تیتر درشت نوشته بودند: «پهپاد جاسوسی یا بشقاب‌پرنده؟»
بیشتر بخوانید