مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

منیژه اسلامبولچی

مترجم
منیژه اسلامبولچی در کرمانشاه به دنیا آمد، در آبادان بزرگ شد، در همدان و پاریس زندگی کرد و حالا ساکن تهران است. از نوجوانی به مطالعه‌ی داستان علاقه‌مند بود و هنوز هم علاقه‌مند است.

او همیشه از آموزه‌های پدربزرگ پدری‌اش یاد می‌کند، پدربزرگی که از استادان قدیم بود، مکتب‌خانه داشت و در کودکی با او گلستان سعدی و مثنوی مولوی می‌خواند و دیگر دروس قدیمی را مطالعه می‌کردند.

منیژه اسلامبولچی در دانشگاه آموزش زبان فرانسه و سپس زبان‌و‌ادبیات فرانسه خواند و سال‌هاست به تدریس و ترجمه‌ی این زبان می‌پردازد.

کتاب‌های منیژه اسلامبولچی

پانتن سیاه

پانتن سیاه

,مدت‌ها بود که دیگر اتاق‌های زیرشیروانی ساکنی نداشت. آنجا موش‌ها قلمروشان را برپا کرده بودند. حس مبهمی لوس را واداشت به اتاق‌ها سرکی بکشد. دستگیره‌ای را چرخاند. در اوج شگفتیِ لوس، در باز نشد، اتاق دوم هم همین‌طور. در انتهای دیگر راهرو، پدرش بی‌حرکت ایستاده بود: «اینجا دنبال چی می‌گردی؟» لوس از تغییر خطوط چهره‌ی او جا خورد. با خودش فکر می‌کرد: «رازی را از من پنهان می‌کنند.» اما چه رازی؟ راز پانتن سیاه به‌تنهایی بس نبود؟
بیشتر بخوانید
گناه فرار

گناه فرار

,بالا بردنش را ندیدم، اما بر‌عکس خواباندنش را حس کردم. کشیده‌ای که همیشه به یاد خواهم داشت. سکوتی را که داخل ماشین حکمفرماست مزه‌مزه می‌کنم. تا یک لحظه پیش عین زغال گُر گرفته بودم؛ اما حالا آرام آرامم، مثل دریای روغن ... آرامشم شکوهمندانه است. راستش خودم هم تعجب می‌کنم. می‌دانم که بازی را برده‌ام. این سیلی برای من یک‌جور پیروزی به‌حساب می‌آید. حالا رئیس منم.
بیشتر بخوانید