مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

مریم جاودانی

تصویرگر
متولد مردادماه 1360، کارشناس ارشد طراحی گرافیک و دانش‌آموخته‌ی دانشگاه هنر تهران است. البته زمینه‌ی کاری او نه گرافیک‌دیزاین که نقاشی و تصویرگری است. مریم جاودانی برای خلاقیت و ایده، ارج و احترام بسیاری قائل است و همان‌قدر که دیدن یک تصویرگری خوب برایش هیجان‌انگیز است، از خواندن داستان‌های تخیلی و تصویرهایی که خیال را قلقلک می‌دهد، شاد می‌شود. هنوز هم که هنوز است مثل زمانی که کودک بود، ژانر مورد علاقه‌اش فضاهای فانتزی و داستان‌های پریان است.

کتاب‌های مریم جاودانی

کتک‌خور سلطنتی

کتک‌خور سلطنتی

,«یه کتک‌خور به دنیا اومده که زوزه بکشه! مثل خوکی که توی گِل گیر افتاده! … دفعه‌ی بعد جیغ بزن و زوزه بکش! می‌شنوی چی می‌گم؟ اگه این کار رو نکنی به پاپا می‌گم که جُل‌پاره‌های خودت رو بهت بپوشونه و با یه اردنگی پرتِت کنه توی خیابون‌ها. همون‌جایی که قبلاً بودی.» روح جمی پرواز کرد و اوج گرفت. توی دلش گفت: «چه بهتر! من که از خُدامه! خیلی هم ممنونم از لطف شاهونه‌ی شما. جُل‌پاره‌های خودم رو می‌پوشم و توی یه چشم به هم زدن می‌زنم به چاک!»
بیشتر بخوانید
جادوگر طبقه‌ی هشتم

جادوگر طبقه‌ی هشتم

,هر جادوگری روحش روی یک درخت متولد می‌شود. طلا که قبل از من به دنیا آمده بود، شش ماه روی یک درخت نارنگی ماند تا روحش متولد شد. بعد، خودش آمد پایین و رفت خودش را به مامان و بابا معرفی کرد. مامانم یک ماچ گنده از لپش گرفت. ماچ مامان روی لپ طلا ماند و هیچ‌وقت پاک نشد. مامان گفت این نشانه‌ی بدی است. گفت گمان کنم طلا جادوگر بدی‌هاست.
بیشتر بخوانید
معجون سحرآمیز در کارخانه‌ی متروک

معجون سحرآمیز در کارخانه‌ی متروک

,صدای باد می‌پیچید و صدای نگین که می‌گفت «بیدار شو!». چشمانش را بسته بود و فقط یک چیز می‌دید: حرکت پشت سر همِ موش‌ها که مدام دم‌هایشان را تکان می‌دادند. خاطراتش دوباره برایش تکرار شدند: موش بزرگی از روی پتویش رد شد. هلیا سه سالش بود. جیغ زد و مادرش دوان‌دوان به اتاق آمد. موشِ کوچکِ خانگی نبود. موش فاضلابیِ بزرگ بود. موهای بدنش سیاه بود و خیلی کثیف به نظر می‌آمد. مادر خواست که موش را از روی پتو بلند کند. موش وول می‌خورد و می‌خواست از دستان مادر فرار کند. دست مادر لرزید و موش روی صورت هلیا افتاد. هلیا جیغ زد و گریه کرد.
بیشتر بخوانید