مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
گالری
بیشتر بدانید
پدیدآورندگان
شما چه می گویید

ماهی‌های بالابندر

نویسنده : غزاله بیگدلو
تصویرگر : غزاله بیگدلو
تعداد صفحات : 32
گروه سنی : ۷ تا ۱۱ سال
قیمت : 9000 تومان
در اعماق دریای بالابندر، ماهی‌های عجیب و غریبی در کنار هم زندگی می‌کردند.

ماهی‌هایی که هیچ‌کدام‌شان شبیه هم نبودند. ولی همگی دلشان می‌خواست بدانند کدامشان از آن یکی بهتر است.

آن‌ها همیشه با هم مسابقه می‌دادند.

«مسابقه‌ی گنده‌بک‌ترین ماهی دریای بالابندر!!!»

و مسابقه‌ی خوشگل‌ترین و دلرباترین ماهیِ سال!

تا اینکه یک روز، دو ماهی کوچک که در اعماق دریای بالابندر دوچرخه‌بازی می‌کردند، لکه‌ی سفید بزرگی دیدند. لکه‌ای که شبیه به هیچ ماهی‌ِ دیگری نبود. لکه‌ای که به هیچ‌چیزی شباهت نداشت …

بیشتر بدانید
داستان کودکانه‌ی ماهی‌های بالا‌بندر داستان همراهی و اتحاد است. داستان کنار هم بودن با وجود تمام تفاوت‌ها و توانایی‌ها. داستانی که نه تنها به کودکان، به بزرگ‌ترها هم یادآوری می‌کند که چه‌چیزی را خیلی‌وقت است که فراموش کرده‌اند. داستانی عمیق با تصاویری حرفه‌ای و جذاب
پدید آورندگان
غزاله بیگدلو
غزاله بیگدلو
غزاله بیگدلو یک‌وقتی کوچک بود: آن‌قدر کوچک که مجبور شد نه ماه و نه روز در شکم مادرش صبر کند تا تحمل دنيايی به این عجیب‌و‌غریبی را پیدا کند. وقتی در شکم مادرش بود، صبح تا شب خیال‏‌بازی می‏کرد و برنامه می‏‌ریخت که چکارها باید انجام دهد. خوب که فکرهایش را کرد، محکم‌‏ترین لگدش را به شکم مادرش زد. طوری‌که مادرش مجبور شد خیلی سریع ظرف توتی را که در دست داشت، زمین بگذارد و روانه‏‌ی بیمارستان شود. با پشتکاری که داشت اولین برنامه‌‏اش را خیلی سریع عملی کرد و آن‌قدر بزرگ شد که بتواند با کرم‏‌های توی باغچه بازی کند. ساعت‏‌ها برایشان تونل می‌‏کند و از اینکه در این کندن کرمی له شود، ذره‌‏ای نا‌امید نمی‌‏شد. مگس‏‌ها را شکار می‌‏کرد و جلوی مرغ‌‏ها می‌‏انداخت تا به مرغ‌ها روش استفاده از مگس‌‏کش را یاد داده باشد. مورچه‏‌ها را با وعده‌‏ی قند و شکر از راه به‌ در می‌‏کرد تا به آن‌ها راهی جز راه خانه‌‏شان نشان دهد. او تصميم گرفت برای اینکه از مسئولیت‌‏های آدم‌بزرگ‏‌ها خلاص شود، همیشه یک دختر کوچولو باقی بماند. اول یک قصه برای خودش تعریف کرد و یکهویی دلش خواست برایش نقاشی بکشد. بعد دید که داستانش می‏‌آید و هی هوس می‏‌کند که برای داستانش نقاشی کند. راه خوبی بود برای اینکه کوچک بماند و اصلاً کسی فکر نکند که او بزرگ شده. بعد فهمید کسانی هستند که داستان نقاشی‏‌دار چاپ می‏‌کنند. به‌همین‌خاطر زرنگی کرد و گفت من بلدم از این کارها بکنم. آن‌ها هم گفتند داستان از ما، تو برو نقاشی کن. تا اینکه متوجه شد به آدم‏‌های اين‌جوری می‏‌گویند «تصویرگر». او هم بدش نیامد و گفت: «قبول است.»
شما چه می گویید
ثبت نظر به عنوان کاربر مهمان
ثبت نظر از طریق حساب کاربری
کاربر مهمان : سارا شهری

سلام من ۱۰ساله هستم و از کتاب های ماجراجویانه خوشم می آید آیا از نظر شما من این کتاب را دوست دارم تا بخرم.

سلام. نه این کتاب مناسب شما نیست. به نظر ما از مجموعه‌ی «ماکاموشی» خوشتان خواهد آمد.
پیشنهادهای سر‌آشپز هوپا
برای تویی که این کتاب را دوست داشتی