انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

مارک فان دخریند

نویسنده و تصویرگر

کتاب‌های مارک فان دخریند

اردک‌های بنفش ۱/ جوجه‌تیغی عزیز! خوش آمدی

اردک‌های بنفش ۱/ جوجه‌تیغی عزیز! خوش آمدی

,هکتور آهی کشيد و گفت: «من ديگر نمی‌دانم که بايد چه‌کار کنيم تا بتوانيم جوجه‌تيغی را ببريم پايين.»
آلبرت به‌شوخی گفت: «می‌خواهی از شاخه و کاغذ برايش بال بسازيم تا پرواز کند؟»
هکتور خنديد و گفت: «فکر می‌کنم اگر از کاغذها، هواپيما درست کنيم بيشتر بهمان خوش بگذرد!»
بیشتر بخوانید!
اردک‌های بنفش ۲/ هر روز یک ابر تازه

اردک‌های بنفش ۲/ هر روز یک ابر تازه

,اين روزها فيونا کمی می‌نشيند و بادقت به يک ابر خاص توی آسمان نگاه می‌کند.
روزهايی که باد می‌وزد، حرکت دو تا ابر را دنبال می‌کند.
فيونا به همه می‌گويد که چقدر از اين کار لذت می‌برد و چقدر اين کار خوش حالش می‌کند...
بیشتر بخوانید!
اردک‌های بنفش ۳/ سفرِ خوبی داشته باشی!

اردک‌های بنفش ۳/ سفرِ خوبی داشته باشی!

,هکتور گفت: «بيا برويم بيرون برف‌بازی کنيم!»
آلبرت گفت: «اول شالت را بردار تا سردت نشود!»
هکتور گفت: «بيا قلعه‌ی برفی ام را نگاه کن!»
آلبرت گفت: «اينکه چيزی نيست! جغدِ برفی من را نديده‌ای!»
بیشتر بخوانید!
اردک‌های بنفش ۴/ ماجراجویی

اردک‌های بنفش ۴/ ماجراجویی

,فيونا گفت: «فقط يک مشکل دارم. راهِ خانه‌ام را نمی‌توانم پيدا کنم.»
آلبرت گفت: «خُب بيا برويم خانه‌ی ما! ما راهِ خانه را بلديم. اول می‌رويم طرف شاخ هاي بزرگ گوزن، بعد می‌رويم سراغ پاهای غول بزرگ.»
بیشتر بخوانید!