انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

لی هابز

نویسنده و تصویرگر
لی هابز، هنرمند و نویسنده‌ای است که در رسانه‌های هنری مختلف فعالیت دارد، اما بیشتر شهرت او مدیون کتاب‌هایی است که برای کودکان نوشته و تصویرگری کرده است. قهرمان‌های کتاب‌های او این‌ها هستند: «جنابِ تام»، «هریت آتش‌پاره»، «فیونا‌خوکه»، «عجیب‌الخلقه‌های اِف چهار»، «آقا‌گورکن» و البته «آقا‌جوجه».

کتاب «آقا‌جوجه به پاریس می‌رود» نامزد جایزه‌ی ادبی پرایم مینیستر شده، از کتاب‌های پُرفروش و بسیار محبوب کتابفروشی موزه‌ی لوور پاریس است. این کتاب، همراه با دو کتاب «هریت آتش‌پاره» و «جنابِ تام به تعطیلات می‌رود» نامزد جایزه‌ی کتاب سال شورای کتاب کودک استرالیا نیز شده است.

بعضی‌ها از لی می پرسند کدام‌یک از قهرمان‌هایش شبیه خودش هستند؟ او می‌گوید می‌شود کمی از خودش را در تک‌تک آن‌ها یافت.

در وب‌سایت زیر می‌توانید بیشتر با لی آشنا شوید:

www.leighhobbs.com

کتاب‌های لی هابز

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۱/ جناب تام صاحب خانه و زندگی می‌شود

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۱/ جناب تام صاحب خانه و زندگی می‌شود

,آنجلا به جنابِ تام یاد داد درست رفتار کند. به او می‌گفت: «لقمه‌های کوچک بردار!» «موقع جویدن دهانت را ببند!» خیلی چیزها بود که جنابِ تام باید یاد می‌گرفت. تام بیشتر از هر کاری حمام‌کردن را دوست داشت. توی حمام به این‌طرف و آن‌طرف آب می‌پاشید و شلوغ‌کاری راه می‌انداخت.
بیشتر بخوانید!
جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۲/ جناب تام به ساحل می‌رود

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۲/ جناب تام به ساحل می‌رود

,کمی بعد آنجلا خوابش برد و جنابِ تام هم شروع کرد به گشت‌وگذار روی شن‌های ساحل. یک قلعه آن‌نزدیکی‌ها بود. از بالای آن می‌شد منظره‌ی زیبای ساحل را تماشا کرد. جنابِ تام تصمیم گرفت زمین را بکَنَد و گنج پیدا کند. و پیدا هم کرد، آن هم یک عالمه!
بیشتر بخوانید!
 جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۳/ جناب تام به مریخ می‌رود

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۳/ جناب تام به مریخ می‌رود

,آنجلا ثراگمورتون با اوقات‌تلخی گفت: «اگر می‌خواهی فردا به مریخ بروی، باید شب زود بخوابی.» برای یک بار هم که شده، جنابِ تام کاری را که از او خواسته بودند، انجام داد. ولی آنجلا اصلاً نتوانست بخوابد. بعد از صبحانه، به جنابِ تام سفارش کرد که مراقب خودش باشد، و بعد فضانورد کوچولو و شجاعش را بدرقه کرد.
بیشتر بخوانید!
جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۴/ جناب تام یاد می‌گیرد بچه‌ی خوبی باشد

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۴/ جناب تام یاد می‌گیرد بچه‌ی خوبی باشد

,یک روز که جنابِ تام رفت تا نامه‌ها را از صندوقِ‌پست دربیاورد، پاکت‌نامه‌ی پُرزرق‌وبرقی دید. روی آن اسم آنجلا ثراگمورتون نوشته شده بود. آنجلا که خانه را از بالا تا پایین حسابی تمیز کرده و برق انداخته بود، داشت روی مبل خستگی درمی‌کرد. ولی این نامه‌ی مهمی بود و باید زود جوابش را می‌داد: دعوتنامه‌ی ملکه برای مهمانی عصرانه‌ی قصر. به آنجلا اجازه داده بودند یک همراه هم با خود ببرد.
بیشتر بخوانید!
جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۵/ جناب تام دوست پیدا می‌کند

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۵/ جناب تام دوست پیدا می‌کند

,زندگی جناب تام بهتر از این نمی‌شد! حالا یک تختخواب گرم و نرم برای شب‌های سرد داشت، و یک استخر شنای خنک برای روزهای گرم! هر وقت دیر به خانه بر می‌گشت، یک نفر نگرانش می‌شد و هر وقت تا لنگ ظهر می‌خوابید یا کمی ناخوش بود، یک نفر صبحانه‌اش را برایش به رختخواب می‌آورد. جناب تام ترجیح می‌دهد بعدازظهرها توی تختش دراز بکشد
بیشتر بخوانید!
 جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۶/ جناب تام گوگولی می‌شود

جنگولک‌بازی‌های جناب تام ۶/ جناب تام گوگولی می‌شود

,آنجلا خیلی خوشحال شد وقتی دید جنابِ تام کتابی را که هدیه گرفته بود از اول تا آخر خواند. چند روز بیشتر از خواندن کتاب نگذشته بود که آنجلا متوجه تغییری در جنابِ تام شد. بعد از آن جنابِ تام همیشه توی حمام بود... آب‌بازی می‌کرد، خودش را خشک می‌کرد و موهایش را برس می‌کشید. آنجلا از پشت در سروصدایش را می‌شنید که داشت سشوار می‌کشید، آب‌نمک قرقره می‌کرد، موهایش را شانه می‌زد و خودش را تروتمیز می‌کرد.
بیشتر بخوانید!
جنابِ گورکن 1/ جناب گورکن و غافل‌گیری بزرگ

جنابِ گورکن 1/ جناب گورکن و غافل‌گیری بزرگ

,جناب گورکن سال‌های سال است که در هتل بوبلی کار می‌کند. او مدیر مناسبت‌های خاص است؛ یعنی مهمانی‌ها و مراسم شادی را در هتل برگزار می‌کند. کار بابایش هم همین بوده. کار بابابزرگش هم همین بوده. جناب گورکن و دستیارش، خانم پیمز، دارند برای برگزارکردن جشن تولد سیلویا آماده می‌شوند. آقای سِسیل و خانم سِلیا پدربزرگ و مادربزرگ سیلویا هستند و هتل بوبلی هم مال آنهاست. جناب گورکن سخت مشغول کار است، اما نمی‌داند چه‌چیزی در انتظارش است. فکر می‌کنی جشن تولد خوب برگزار می‌شود؟ با جناب گورکن همراه شو تا بفهمی.
بیشتر بخوانید!
جناب گورکن 2/ جناب گورکن و میمون گم‌شده

جناب گورکن 2/ جناب گورکن و میمون گم‌شده

,جناب گورکن مثل روزهای قبل مشغول رسیدگی به کارهای هتل است که ناگهان متوجه می‌شود اتفاق عجیبی افتاده... ماجرا از این قرار است که از قدیم‌ها میمون خیلی بزرگی، به نام آلگرنون، در هتل بوبلی بود که همیشه توی جای مخصوصش بی‌حرکت می‌ایستاد. اما آن روز جناب گورکن می‌بیند آلگرنون سر جای خودش نیست... او غیبش زده! جناب گورکن دست‌به‌کار می‌شود تا از این اتفاق عجیب سردربیاورد. فکر می‌کنی موفق می‌شود؟ داستان را بخوان تا بفهمی ماجرا چه بوده.
بیشتر بخوانید!