مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

شقایق یوسف‌زاده

مترجم
من شقایقم. تنها كاری كه واقعاً بلدم، كتاب خواندن است. يعنی اين تنها كاری است که درست‌و‌حسابی انجام می‌دهم. اول‌ها برایم فرقی نداشت چه كتابی بخوانم. هرچه دستم می‌آمد، می‌خواندم. كتاب‌های پر از آرزوهای بچگانه، كتاب‌های جدی و اتوكشيده‌ی فلسفی، رمان‌های دور و دراز ... ولی بعد، ديگر برایم مهم بود چه می‌خوانم. یک‌عالمه هم سؤال درباره‌ی دنيا داشتم. اينكه چه‌جوری به وجود آمده؟ ... ما اينجا چه‌كار می‌‍كنيم؟ ... زندگی و زنده بودن يعنی چی؟ ... واسه همين تصميم گرفتم بروم دانشگاه و زيست‌شناسی بخوانم. هنوز هم دارم همين كار را می‌كنم. بيشتر وقت‌ها فقط كتاب‌های مربوط به رشته‌ام را می‌خوانم. ولي بعضي‌وقت‌ها دلم تنگ می‌شود برای آن‌موقع‌ها كه هر كتابی دستم می‌آمد، می‌خواندم!

هنوز هم یک‌عالمه سؤال در‌باره‌ی دنيا دارم و توی كتاب‌هایم دنبال جوابشان می‌گردم.

کتاب‌های شقایق یوسف‌زاده

ماجراهای من و اژدهایم 2/ لباسی برای اژدها

ماجراهای من و اژدهایم 2/ لباسی برای اژدها

,سلیقه‌ی من و اژدهایم شبیه هم‌ است. جفتمان از جشنِ ‌تولد خوشمان می‌آید. جفتمان رژه را دوست داریم. جفتمان از آتش‌بازی لذت می‌بریم. سلیقه‌ی من و اژدهایم خیلی شبیه است، به‌جز درباره‌ی هالووین. من عاشق هالووین هستم. ولی اژدها ... نه خیلی زیاد!
بیشتر بخوانید
ماجراهای من و اژدهایم 3/ هدیه‌ای برای اژدها

ماجراهای من و اژدهایم 3/ هدیه‌ای برای اژدها

,باید کمی پول در بیاوریم. اما برای یک پسر کوچولو و اژدهایش شغل‌های زیادی وجود ندارد. باید خلاقیت به خرج دهیم. بالاخره اژدها یک کار در همبرگرفروشی پیدا می‌کند. کار او کباب کردن همبرگرها است، ولی همه‌ی آن‌ها را می‌سوزاند. خانم اَپلتون به من پول می‌دهد تا با سگ‌هایش فریزبی بازی کنم. من می‌اندازم ... اژدها می‌گیرد.
بیشتر بخوانید
ماجراهای من و اژدهایم 1/ خانه‌ای برای اژدها

ماجراهای من و اژدهایم 1/ خانه‌ای برای اژدها

,برایش یک اسم می‌گذارم، یک‌گوشه از اتاقم را خالی می‌کنم که شب‌ها آنجا بخوابد و چندتا اسباب‌بازی به او می‌دهم. وقتی که کمی بزرگ‌تر شد، به او پرواز کردن یاد می‌دهم. برایش یک قلاده می‌خرم و هر روز پیاده‌روی می‌کنیم. اگر اژدهای بازیگوشی باشد ... مجبور می‌شوم او را به مدرسه بفرستم.
بیشتر بخوانید