مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

ربکا الیوت

نویسنده، تصویرگر
رِبِکا الیوت کوچک‌تر که بود، خیلی شبیه اِوا بود. عاشق این بود که چیزهایی درست کند و با دوستانش بیرون برود. حالا که رِبِکا بزرگ شده، خیلی عوض نشده، جز اینکه حالا بهترین دوستانش همسرش، متیو، و فرزندانشان، کلمنتین، توبی و بنجامین هستند. او هنوز هم عاشق درست کردن است. درست کردن ‌چیزهایی مثل داستان، کیک، آهنگ و نقاشی. اما بیشترین فرق رِبِکا و اِوا در این است که رِبِکا هر چقدر هم که زور بزند، نمی‌تواند پرواز کند یا سرش را به همه طرفی بچرخاند.

کتاب‌های «فقط برای اینکه» و «آقای گندِدماغ» از کارهای رِبِکا الیوت برای بچه‌هاست. دفترچه‌خاطرات جغد اولین مجموعه‌ داستان اوست.

کتاب‌های ربکا الیوت

دفترچه خاطرات جغد 2/ اِوا شبح می‌بیند

دفترچه خاطرات جغد 2/ اِوا شبح می‌بیند

,هر کسی دلش می‌خواست داستان ترسناک‌تری تعریف کند. جورج داستان سنجاب‌های زامبی را گفت. مِیسی قصه‌ی یک عنکبوت غول‌پیکر را تعریف کرد. داستانِ لی‌لی درباره‌ی اژدها نیمه‌کاره ماند، چون … بوووم! انگار چیز خیلی بزرگی روی پشت‌بام بود.
بیشتر بخوانید
دفترچه خاطرات جغد 3/ عروسی در سرزمین درختی

دفترچه خاطرات جغد 3/ عروسی در سرزمین درختی

,چه بدشانسی گنده‌ای! وقتی رفتیم مدرسه، دوشیزه‌پُشت‌پَرپَری خیلی‌خیلی ناراحت بود. «بچه‌ها! من یک خبر بد دارم. گردنبند عزیزم، همان گردنبند قدیمی که برای روز عروسی در نظر گرفته بودم … گم شده!» انجمن مخفی برنامه‌ریزی عروسی، بعد از مدرسه، در لانه‌درختی ما یک جلسه‌ی فوری برگزار کرد. حالا ما کارآگاهان مخفی برنامه‌ریزی عروسی بودیم.
بیشتر بخوانید
دفترچه خاطرات جغد 1/جشنواره‌ی بالادرختی اِوا

دفترچه خاطرات جغد 1/جشنواره‌ی بالادرختی اِوا

,من می‌خواهم برای اولین‌بار جشنواره‌ی شکوفه‌انگیز مدرسه‌جغدی بالا‌درختی راه بیندازم. خیلی بال‌بالی می‌شود! برنامه‌های جالبی داریم.شیرین‌کاری، شیرینی‌پزی، مسابقه‌ی لباس‌های خوشگل و مسابقه‌ی نقاشی … اما فقط یک هفته وقت دارم. چطوری باید تا آن‌وقت این‌همه کار را تمام کنم؟
بیشتر بخوانید
دفترچه خاطرات جغد 4/ اوا بال‌قلمبه و هم‌کلاسی تازه‌اش

دفترچه خاطرات جغد 4/ اوا بال‌قلمبه و هم‌کلاسی تازه‌اش

,یک خبرِ پَرپَر‌انگیز! تازگی‌ها یک هم‌کلاسی تازه به مدرسه‌مان آمده. اسمش هایلی پوش‌پوشی است. خیلی دلم می‌خواهد با او دوست شوم. ولی انگار هایلی از جغدهای باحال خوشش می‌آید. بیشتر دوست دارد با لوسی، بال‌بالی‌ترین دوستِ من، بپرد. نکند لوسی من را یادش برود؟
بیشتر بخوانید
دفترچه خاطرات جغد 5/ عید قلب‌های گرم

دفترچه خاطرات جغد 5/ عید قلب‌های گرم

,یک خبر بال‌انگیز! «عید قلب‌های گرم» نزدیک است. من یک عالمه هدیه برای دوستانم ساخته‌ام. دل توی دلم نیست زودتر هدیه‌ها را برایشان ببرم. اما بعد می‌فهمم هدیه‌ی چند تا از پَرپَر‌ی‌ترین جغد‌های زندگی‌ام را فراموش کرده‌ام! ای وای! حالا چه خاکی به پرم بریزم؟
بیشتر بخوانید
دفترچه خاطرات جغد 6/ خفاش نازنازی‌ام گم شده

دفترچه خاطرات جغد 6/ خفاش نازنازی‌ام گم شده

,یک خبر جغدانگیز! قرار است نویسنده‌ی مشهور جغدها بیاید کلاسمان. همه باید یک داستان بنویسیم. حالا این وسط خفاشِ نازنازی‌ام، باکستر، غیبش زده. آن‌قدر نگرانم که نمی‌توانم داستان بنویسم. همه‌مان دنبال باکستر می‌گردیم. یعنی چه بلایی سرِ خفاش‌کوچولویم آمده؟
بیشتر بخوانید