مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

راحیل ذبیحی

نویسنده، مترجم
راحیل ذبیحی در سال 1369 متولد شد. او دانش‌‌‌‌‌‌‌آموخته‌‌‌‌‌‌‌ی رشته‌‌‌‌‌‌‌ی ادبیات انگلیسی و تئوری ادبیات در فرایبورگ آلمان است. اولین کتاب او با عنوان باغ وحشت در سال 1392 به چاپ رسید و در شانزدهمین جشنواره‌ی کتاب کودک و نوجوان عنوان بهترین رمان نوجوان سال را گرفت.

ترجمه و روزنامه‌‌‌‌‌‌‌نگاری از فعالیت‌‌‌‌‌‌‌های دیگر راحیل ذبیحی است.

او درباره داستان نویسی‌‌‌‌‌‌‌اش می گوید:

داستان‌خوانی و داستان‌گویی برای من تنها راه زنده ماندن است. نوجوان درونی دارم که به‌شدت از بزرگ شدن سر باز می‌‌‌‌‌‌‌زند. نتیجه‌اش می شود همین که می بینید: رمان‌‌‌‌‌‌‌هایی برای نوجوانان.

کتاب‌های راحیل ذبیحی

شهر موش کورها

شهر موش کورها

,داستان شهر موش کورها از سال‌ها پیش شروع شد. روزی موش کوری در یک چمنزار زیرِ زمین رفت. آن زیر مدتی طولانی‌ای تنها نماند و با گذشت زمان زندگی زیرزمینی را تغییر داد.
بیشتر بخوانید
روشنک و سپهرداد (از مجموعه‌ی عشق‌های فراموش‌شده)

روشنک و سپهرداد (از مجموعه‌ی عشق‌های فراموش‌شده)

,… آن کسی که قرار بود گرهش به دست من باز شود تو بودی. خودت بودی … دوست دارم مردی را نجات بدهم. دوست دارم یک‌بار هم قصه برعکس باشد. یک شاهزاده‌‌‌‌ی سوار بر اسب سفید نیاید دختری را از چنگال دیو پلیدی نجات دهد. این‌بار دختری بیاید با گنجشک کوچکش و شاهزاده‌‌‌‌ای را از بند طلسمی آزاد کند …
بیشتر بخوانید
کاموا 1/ موهای معلق، چشم‌های چرخان

کاموا 1/ موهای معلق، چشم‌های چرخان

,- به‌خاطر اینه که ماها آدم نیستیم … آدم معمولی نیستیم! پریدخت خودش هم باورش نمی‌شد که این‌قدر ناگهانی این حرف را زده باشد. تهمتن حیرت‌زده او را نگاه کرد و گفت: «پری! این بود آروم‌آروم گفتنت؟» پریدخت عصبانی گفت: «چه‌جور دیگه‌ای باید شروع می‌کردم؟» بهاران گریه‌اش از شدت شوک بند آمده بود. بلند شد و روی زانوهای لرزانش ایستاد: «منظورت چیه آدم معمولی نیستیم؟» تهمتن چشم‌غره‌ای به پریدخت رفت و برگشت رو به بهاران. دست انداخت دور شانه‌هایش و گفت: «بهاران‌جان! ببین … ممکنه این حرف‌ها به نظرت عجیب و مسخره بیاد… حق هم داری.» بعد او را چرخاند سمت خودش و کمی خم شد: «موجودات دیگه‌ای هم جز آدم‌ها وجود دارن که فقط توی قصه‌ها خوندی و از این و اون شنیدی …» تهمتن آرام گفت: «بهاران، بابا… بذار برسیم خونه، صحبت می‌کنیم.»
بیشتر بخوانید