جایزه‌ی کتاب سال خرسی را که چپق می‌کشید ذوق‌زده کرد!
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

جایزه‌ی کتاب سال خرسی را که چپق می‌کشید ذوق‌زده کرد!

@Child
بهمن 96

کتاب‌های جایزه‌ی کتاب سال خرسی را که چپق می‌کشید ذوق‌زده کرد!

خرسی که چپق می‌کشید

خرسی که چپق می‌کشید

,کریم‌خسته یک آدم است که قبل‌ترها که شهر ما هنوز شهر نشده بود، به گاوها آمپول می‌زد تا سرما نخورند. اما همه‌ی گاوها سرما خوردند و آن‌قدر آب از چشم و دماغشان آمد که مُردند. اما بعد از اینکه اینجا شهر شد و همه‌ی گاوها مردند، کریم‌خسته تصمیم گرفت شغلش را عوض کند. برای همین آمپول نجات‌بخشش را کنار گذاشت. بعد از توی کوچه یک سوراخ بزرگ روی دیوار خانه‌اش در آورد و یک پنجره‌ی آهنی زنگ‌زده توی دیوار کار گذاشت. چون سوراخ را کج کنده بود، پنجره آهنی هم کج شده بود. یک تابلو هم بالای آن زد و با خط درشت رویش نوشت: «میوه‌و‌تره‌بار کریم‌خسته» و زیر آن با خط ریز نوشت: «خرید‌و‌فروش انواع و اقسام میوه و سبزیجات کوهی و غیرکوهی» و زیر آن با خط ریزتر از خط قبلی نوشت: «پرتقال کوهی موجود است.» آخر سر هم با خط خیلی‌خیلی ریزتر نوشت: «اگر خواستید آمپول گاو پذیرفته می‌شود.» این جمله‌ی آخر را خیلی‌خیلی کوچک نوشته بود. زن‌ و مردهای روستا هم وقتی گیاه دارویی یا چیزی داشتند که می‌خواستند بفروشند، می‌رفتند پای پنجره‌ی کج کریم‌خسته و چیزمیزهایشان را می‌دادند و پول می‌گرفتند.
بیشتر بخوانید!