مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

بیتا ابراهیمی

مترجم
بیتا ابراهیمی در سال ۱۳۵۵ به دنیا آمد و با وجود اینکه خیلی بازیگوش بود، درس‌هایش را حسابی خواند و الان یک لیسانس، یک فوق لیسانس و کلی کتاب که برای بچه‌ها ترجمه کرده، دارد. چیزهایی که خیلی دوست دارد به ترتیب این‌ها هستند: بچه‌ها، دوست‌های خوب، نقاشی کشیدن، گربه‌ها و ... ولی راستش بیشتر از همه کتاب دوست دارد؛ چون توی کتاب هم بچه هست، هم دوستی‌های خوب، هم گربه... توی کتاب‌های خوب همه‌ی چیزهای خوب پیدا می‌شود.

ابراهیمی ترجمه‌ی مجموعه‌ی مأمور‌Z را به همه‌ی بچه‌های زیرکی تقدیم می‌کند که با شیطنت‌هایشان لحظه‌های زیبا و شادی خلق می‌کنند.

کتاب‌های بیتا ابراهیمی

مامور Z یک/ مأمور Z با جنگجوی نقاب‌دار روبه‌رو می‌شود

مامور Z یک/ مأمور Z با جنگجوی نقاب‌دار روبه‌رو می‌شود

,شیء مرموزی پروازکنان از پنجره وارد شد. در مسیری منحنی بالا رفت و رسید زیرِ چراغ‌های فلورسنت و بعد افتاد روی میز سیب‌زمینی. آن وقت بود که شیء را دیدم. یک سیب‌زمینی بزرگ بود که حرف Z را رویش کَنده بودند...
بیشتر بخوانید!
مامور Z دو/ مأمور‌‌ Z ماجراجویی می‌کند

مامور Z دو/ مأمور‌‌ Z ماجراجویی می‌کند

,زمان‌بندی‌اش عالی بود. کرم ضدبوی پای خودش را باز کرد و کمی از آن را توی تیوپ خالی خمیردندان فرو کرد و در هر دو را بست و درست پیش از آنکه پسرها برگردند همه چیز را سر جایش گذاشت. بعد رو به ما گفت: «یالا، بریم صبحانه بخوریم.»
بیشتر بخوانید!
مامور Z چهار/ مأمور‌ Z و موزهای قاتل

مامور Z چهار/ مأمور‌ Z و موزهای قاتل

,در را باز کردم. تاریکی مطلق! ناگهان چراغ‌قوه‌ای روشن شد. داد کشیدم. صورت جنکس سه سانتیمتر با صورتم فاصله داشت. آن هم وارونه. آویزان وسط هوا! دندان‌های خون‌آشام سبز فسفری هم توی دهانش بود. گفت: «به گودال خفاش خوش اومدی موجود ضعیف فانی!»
بیشتر بخوانید!
مامور Z سه/ مأمور‌ Z و پنگوئنی از مریخ

مامور Z سه/ مأمور‌ Z و پنگوئنی از مریخ

,سایدباتم در را روی پلیس بست و داد کشید: «امکان نداره! توی این خونه پنج تا بچه هست و من سلاح اتمی هم دارم!» همان وقت فهمیدم برای اولین بار در عمرم، قرار است در دنیای واقعی اتفاق‌هایی بیفتد که حتی از ماجراهای مأمور‌ Z هم هیجان‌انگیزتر است.
بیشتر بخوانید!