مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

ای. اف. هرولد

نویسنده
ای. اف. هرولد انگلیسی است و چهل‌وسه‌ساله. هم شعر می‌گوید، هم برای بچه‌ها داستان می‌نویسد و هم توی مدرسه‌ها و جاهای دیگر برنامه‌های بامزه اجرا می‌کند. خودش می‌گوید نویسنده شده، چون دوست دارد همیشه خودکار دستش بگیرد یا دستش روی صفحه‌کلید کامپیوتر باشد. از کاغذ سفید متنفر و عاشق چای و دوش‌گرفتن است. به نظر آدم جالبی می‌آید. نه؟ تازه ریشِ پُروپیمانی هم دارد.

هرولد غیر از مجموعه‌ی فیزلبرت استامپ کلی کتاب دیگر هم نوشته. یکی‌اش هم کتاب چه چیزهایی توی ریش شاعرها پیدا می‌شود.

کتاب‌های ای. اف. هرولد

فیزلبرت استامپ 1/ پسری که از سيرک فرار کرد (و عضو کتابخانه شد)

فیزلبرت استامپ 1/ پسری که از سيرک فرار کرد (و عضو کتابخانه شد)

,ـ آره، مامانم دلقک است. ـ دلقک؟! کوین باورش نمی‌شد. ـ با صورت گریم‌شده و آن لباس‌های خنده‌دار؟! ـ اوهوم. ـ شوخی می‌کنی؟ ـ نه. شوخی‌ا‌م کجا بود؟ شغلش همین است. ـ یوهو! محشر است. تو هم دلقکی؟ فیز گفت: «نه، من فقط یک بچه‌ام.» حالت چهره‌ی کوین تغییر کرده بود. انگار دیگر نمی‌ترسید. حالا که به زندگی عجیب‌وغریب فیز فکر می‌کرد، روی لبش لبخند نشسته بود.
بیشتر بخوانید
فيزلبرت استامپ 2/ فيزلبرت استامپ و پسر ریشو

فيزلبرت استامپ 2/ فيزلبرت استامپ و پسر ریشو

,مدیر سیرک صحبت‌هایش را با گفتن این جمله تمام کرد: «خانم‌ها و آقایان، همه‌تان می‌دانید امروز باید چه‌کار کنید. خوب بخورید، خوب تمرین کنید، و خوب اجرا کنید. امروز روز واقعاً مهمی است. امروز روز سرنوشت ماست. پس یادتان نرود که حواستان به همه‌‌‌‌چیز باشد.» وقتی حضار لخ‌لخ‌کنان از چادر بیرون می‌رفتند، کله‌ی فیز داشت از شدت فکر و خیال جوش می‌آورد. او نمی‌توانست همین‌طوری برود و این ماجرا را به کسی بگوید. می‌دانست آدم‌بزرگ‌ها چه‌جور آدم‌هایی هستند. حتماً حرفش را باور نمی‌کردند. باید مدرک پیدا می‌کرد، و اگر نمی‌توانست سندی پیدا کند، دستِ‌کم باید یک دست دندان‌مصنوعی پلاستیکی پیدا می‌کرد تا او و چارلز بتوانند برنامه‌شان را اجرا کنند.
بیشتر بخوانید