مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

الیزابت دل کاستیو

نویسنده
الیزابت دِل کاستیو مثل لیدی‌اسکارلت، همیشه سرش برای معما درد می‌کند.

توی تعطیلی‌های تابستان، عادت داشت دوچرخه‌اش را بردارد و برود به خانه‌های روستایی خالی‌ازسکونت تا بلکه گنجی، شبحی، چیزی پیدا کند و بااینکه هیچ‌وقت چیزی شبیه وصیت‌نامه‌ی سِر فلوم‌فِلِن فورچونِت پیدا نکرد، لحظه‌های خوشی را گذراند، به تعداد لحظه‌های خوبی که هنگام نوشتن این داستان گذراند.

الیزابت می‌خواست فضانورد یا خون‌آشام یا خواننده‌ی اُپرا شود، ولی سرانجام زبان انگلیسی خواند، رشته‌ای که به او اجازه داد کاری را انجام دهد که بیش از هرچیز دوست دارد: خواندن کتاب‌های زیاد و خیال‌بافی درباره‌ی داستان‌های جورواجور.

کتاب‌های الیزابت دل کاستیو

لِیدی اِسکارلِت و داستان شگفت‌انگیز شیری که پرستار بچه شد

لِیدی اِسکارلِت و داستان شگفت‌انگیز شیری که پرستار بچه شد

,من و برادرم فکر می‌کردیم بابابزرگ یک مقدار عقب‌مانده است. هیچ بابابزرگ یا مامان‌بزرگ عاقلی به نوه‌هایش همچین دستورهایی نمی‌داد! پدربزرگ‌ها می‌گذارند تا دیروقت تلویزیون تماشا کنی. اگر قبل از شام شکلات بخوری، عین خیالشان هم نیست و اگر صبح یادت رفته باشد صورتت را بشویی، انگشتشان را با آب‌دهن خیس می‌کنند و قیِ چشمت را می‌گیرند و قبل از آنکه بخواهی بروی مدرسه، لکه‌های جامانده از صبحانه را از روی لب‌ولوچه‌ات پاک می‌کنند. پدربزرگ‌ها باید این‌جوری رفتار کنند! همین و بس! فکر کنم بابابزرگِ ما هیچ‌کدام از این‌ها را بلد نبود...
بیشتر بخوانید!