مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

آنیتا یارمحمدی

مترجم
آنیتا یارمحمدی در سال 1366 متولد شد. او کارشناس رشته‌ی زبان و ادبیات فارسی است. در سال 1389 اولین کتابش را با نام روزی که مرغ‌ها روی سرشان ایستادند، با همکاری انتشارات امیرکبیر به چاپ رساند. اینجا نرسیده به پل عنوان اولین داستان بلند اوست که توسط نشر ققنوس منتشر شده. از سال 1393 تا کنون ترجمه‌ی چندین کتاب را به عهده داشته که دردسرهای تام و اژدهایش، تام و محاصره‌ی قلعه، تام و شوالیه‌ی تاریکی، کوچک اندازه‌ی فیل و نیروی برتر لاکی از آن جمله‌اند.

کتاب‌های آنیتا یارمحمدی

داستان‌های خانه‌درختی 5/ خانه‌درختی 65طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 5/ خانه‌درختی 65طبقه

,سلام. اسم من «اندی» است. این هم «تری»، دوستم است. ما توی یک درخت زندگی می‌کنیم. خب، منظورم از درخت، یک خانه‌‌درختی است. تازه وقتی می‌گویم خانه‌درختی، منظورم یکی از آن قدیمی‌هایش نیست. یک 65 طبقه‌اش است! (خانه‌درختی ما قبلا 52 طبقه بود ولی ما 13 طبقه‌ی دیگر رویش ساختیم.) خب، معطل چی هستید؟ بپرید بالا!
بیشتر بخوانید
همه‌ی پرسش‌های اشتباه 1/ کیه این وقت شب؟

همه‌ی پرسش‌های اشتباه 1/ کیه این وقت شب؟

,قبل از اینکه «کیه این وقت شب؟» ‌را بخوانید، یک بار این پرسش‌‌ها را از خودتان بپرسید: 1. اصلاً دلتان می‌خواهد بدانید در شهری کنارِ دریا (که دیگر کنارِ دریا نیست!) چه اتفاق‌هایی می‌افتد؟ 2.‌ درباره‌ی آن چیز مسروقه‌ که اصلاً دزدیده نشده، چه؟ دلتان می‌خواهد بدانید؟ 3.‌ اصلاً فکر می‌کنید ربطی هم به شما دارد؟ چرا واقعاً؟! شما دیگر چه‌جور آدمی هستید؟! واقعاً که! 4.‌ این کیست که پشت سرتان ایستاده؟!!!
بیشتر بخوانید
داستان‌های خانه‌درختی 7/ خانه‌درختی 91طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 7/ خانه‌درختی 91طبقه

,...اندی می‌گوید: «من هم همین‌طور. شرط می‌بندم الان خیلی باهوش‌ترتر از تواَم!» تری می‌گوید: «حرفش رو هم نزن! من یه میلیارد میلیون برابر باهوش‌ترتر از توام!» اندی می‌گوید: «عمراً! چون من یه تریلیارد میلیارد میلیون برابر باهوش‌ترتر از توام!» تری می‌گوید: «نه‌خیر. نیستی! من یه ییلیون زیلیون ویلیون تریلیون... (خمیازه) اسپیلیون کوییلیون فریلیون... (خمیازه، خمیازه) بیلیون میلیون... (خمیازه، خمیازه، خمیازه) خریلیپونففففففففففففف...» آلیس می‌گوید: «نگاه! تری وسط حرف‌زدن خوابش برد!» آلبرت می‌گوید: «اندی هم وسط شنیدن!»...
بیشتر بخوانید
داستان‌های خانه‌درختی 4/ خانه‌درختی ۵۲طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 4/ خانه‌درختی ۵۲طبقه

,تری می‌گوید: «مگه چیِ امروز مهمه؟» می‌گویم: «من هم می‌خوام همین رو بهم بگی!» تری لحظه‌ای فکر می‌کند و می‌گوید: «روز عوض‌کردن زیرپوشه؟» می‌گویم: «اون که هر روزه!» می‌گوید: «روز شستن زیرپوشه؟» ـ نه! ـ روز زیرپوشت رو بذار روی کله‌ته؟ ـ همچین روزی نداریم! تری می‌گوید: «آره، می دونم.» ریزریز می خندد. ـ ولی اگه داشتیم باحال می شد، نه؟
بیشتر بخوانید
داستان‌های خانه‌درختی 3/ خانه‌درختی ۳۹طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 3/ خانه‌درختی ۳۹طبقه

,اندی و تری خانه‌درختی بیست‌و‌شش‌طبقه‌ی باحالشان را سی‌و‌نه طبقه کرده‌اند. یک ترامپولین بدون تور محافظ اضافه کرده‌اند، آبشار شکلاتی، آتشفشان فعال بدون گدازه برای برشته‌کردن مارشمالوهای خوشمزه‌شان، باغ‌‌وحش بچه‌دایناسورها، موزه‌ی اگه جرأت داری باور نکن، فیلی بوکسور به نام آقای خرطومکس و کلی چیزهای باحال دیگر. اما مهم‌ترینشان طبقه‌ای فوقِ سری است که تری هنوز ساختش را تمام نکرده … طبقه‌ای که قرار است اتفاق‌هایی عجیب تویش بیفتد.
بیشتر بخوانید
داستان‌های خانه‌درختی 2/ خانه‌درختی ۲۶طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 2/ خانه‌درختی ۲۶طبقه

,اندی و تری خانه درختی سیزده‌طبقه‌ی باحالشان را بیست‌و‌شش طبقه کرده‌اند. پیست ماشین‌برقی اضافه کرده‌اند، مسیر اسکیت با یک گودال کروکودیل زیرش، استادیوم گِل‌بازی، اتاقک ضد جاذبه، دریاچه‌ی یخی برای پاتیناژ با پنگوئن‌های پاتیناژکار واقعی و کلی طبقه‌ی باحال دیگر.
بیشتر بخوانید
داستان‌های خانه‌درختی 1/ خانه‌درختی ۱۳طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 1/ خانه‌درختی ۱۳طبقه

,تری و اندی برای ما از خانه درختی سیزده‌طبقه‌شان می‌گویند. توی هر طبقه کلی خبر و ماجراست. حوضچه‌ی کوسه‌های آدم‌خوار، آزمایشگاه مخفی زیرزمینی، رصدخانه و منجنیق غول‌پیکر، مسیر گنده‌ی بولینگ، استخری که می‌شود داخلش را دید و کلی چیزهای باحال دیگر.
بیشتر بخوانید
داستان‌های خانه‌درختی 6/ خانه‌درختی 78طبقه

داستان‌های خانه‌درختی 6/ خانه‌درختی 78طبقه

,می‌گویم: «آخه نمی‌تونید بدون من این فیلم رو بسازید! من هم اون جا بودم، من هم توی داستانم!» آقای غول‌تصویر می‌گوید: «ما هم نمی‌خواهیم بدون تو بسازیمش، مل گیبون رو آوردیم تا نقش تو رو بازی کنه.» می‌گویم: «مل گیبسون؟ واسه نقش من یه‌ذره پیره، نیست؟» آقای غول‌تصویر می‌گوید: «مل گیبسون نه، مل گیبون! ببین، اینهاش!» می‌گویم: «ولی این که میمونه!» آقای غول‌تصویر می‌گوید: «نه، میمون نیست، گیبونه ... نژادش فرق داره! یکی ازجذاب‌ترین موجودات اولیه‌ای که جدیداً توی سینما گل کرده. دستمزدش هم به بادوم حساب می‌شه!» می‌گویم: «ولی من چی؟ من که مجانی کار می‌کنم! تازه، نسبت به یه میمون، اندیِ باورپذیرتری هستم. ببینید!؟»
بیشتر بخوانید
همه‌ی پرسش‌های اشتباه 2/ آخرین‌بار کی دیدیش؟

همه‌ی پرسش‌های اشتباه 2/ آخرین‌بار کی دیدیش؟

,قبل از خواندنِ «آخرین‌بار کِی دیدیش؟» یک بار پرسش‌‌های زیر را از خودتان بپرسید: 1. کسی دخترِ گمشده را دیده؟ 2. چرا پدر و مادرش آن‌قدر بی‌خیالند؟ 3. آخر یک آزمایش‌ شیمیایی، سوپرمارکت، موهایی کاموایی و مجسمه‌ای دزدیده‌شده چه ربطی به هم دارند؟ 4. چرا حرف را عوض می‌کنید؟ قرار است فکر و ذکرتان دخترِ گمشده باشد. او کجاست؟
بیشتر بخوانید
همه‌ی پرسش‌های اشتباه 3/ الان نباید مدرسه باشی؟

همه‌ی پرسش‌های اشتباه 3/ الان نباید مدرسه باشی؟

,قبل از آنکه هیچ‌فکری درباره‌ی «الان نباید مدرسه باشی؟» بکنید، پرسش‌‌های زیر را از خودتان بپرسید: 1. بوی دود می‌آید؟ 2. دانش‌آموزان در خطرند؟ 3. برای رسوا‌کردن یک آتش‌سوزی شاهدی هست که ظاهراً گم شده. از طرفی، این آکواریوم‌ها خالی‌اند و این کتاب‌ها سفید. 4. صبر کنید ببینم، این‌ها که پرسش نیستند! جریان از چه قرار است؟
بیشتر بخوانید
همه‌ی پرسش‌های اشتباه 4/ مگه امشب چه فرقی با بقیه‌ی شب‌ها داره؟

همه‌ی پرسش‌های اشتباه 4/ مگه امشب چه فرقی با بقیه‌ی شب‌ها داره؟

,قبل از اینکه «مگه امشب چه فرقی با بقیه‌ی شب‌ها داره؟» را بخوانید، پرسش‌های زیر را از خودتان بپرسید: 1. وقتی یک قطار راه افتاده و با تمام سرعت حرکت می‌کند، می‌شود باز هم سوارش شد؟ 2. اگر همه‌ی آدم‌های توی قطار مشکوک باشند، از کجا می‌فهمید باید دنبال کی بگردید؟ 3. «قتل!» 4. صبر کنید! کی گفت «قتل»؟ نکند همه‌چیز از مسیر خودش خارج شده باشد؟
بیشتر بخوانید