مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

آسترید لیندگرن

نویسنده
آسترید لیندگرن بی‌گمان نامدارترین نویسنده سوئد و تأثیرگذارترین نویسنده بر ادبیات کودکان به شمار می‌رود. کتابی که بی‌درنگ لیندگرن را بلند‌آوازه کرد و تأثیری جدی بر آثار مربوط به کودکان به جا گذاشت، پی‌پی جوراب‌بلند بود. این کتاب مانند بیشتر کتاب‌های او به بیش از ۹۰ زبان برگردانده شده است و از آثار محبوب کودکان به شمار می‌آید.

لیندگرن به پاس تخیل خود جایزه‌هایی بی‌شمار و بین‌المللی گرفته است. لیندگرن تقریباً در آغاز حرفه‌ی نویسندگی در ۱۹۵۸ نشان هانس‌کریستین‌اندرسن را برای نگارش پی‌پی جوراب‌بلند دریافت کرد.

لیندگرن همچنین یک چهره‌ی عمومی برجسته و بانفوذ نیز بود و سهمی اساسی در بحث‌ها و گاه وضع قوانینی در زمینه‌ی حقوق کودکان و جانوران، جنگ و سیاست عدم خشونت و مسائل فرهنگی متفاوت داشت. در سال ۱۹۷۶ با نگارش رساله‌ای تند درباره‌ی سیاست‌های مالیاتی به سقوط حکومت سوئد کمک کرد.

آسترید در نوامبر سال ۱۹۰۷ در یک خانواده‌ی کشاورز در روستای دیمربای در ایالت جنوبی اسمولند سوئد زاده شد. او دومین فرزند ساموئل آگوست اریکسون و هانا بود. پدرش روی زمین کشاورزی اجاره‌ای در ناس، محل اقامت کشیش محل در کناره روستا کار می‌کرد. او چهار فرزند داشت، یک پسر و سه دختر. به نظر لیندگرن، کودکی‌اش شاد و سرشار از ماجرا بود. تنها کار روی مزرعه رشته‌ی شادی‌ها و بازی‌ها را از هم می‌گسیخت. لیندگرن همیشه از کودکی شادمانه‌اش به عنوان نقطه‌ی اوج انگیزش خود به کار نویسندگی یاد کرده است. او در خانه‌ای بزرگ شد که پدر و مادرش به یکدیگر و فرزندانشان دلبسته بودند و این روابط در آن دوره زیاد معمول نبود. لیندگرن به وابستگی ویژه‌ی پدر و مادرش اعتماد داشت و همواره یاد‌آور می‌شد که خود و خواهران و برادرش آزادی و امنیت را در سال‌های نخستین زندگی‌شان تجربه کرده‌اند. فرزندان اریکسون باید از وقتی که توانایی‌اش را می‌یافتند، روی زمین کار می‌کردند. کار در آن‌ها احساس مسؤولیت و اعتماد‌به‌نفس پدید می‌آورد، اما آن‌ها می‌توانستند با وجود محدودیت‌هایی، با خرسندی به بازی‌های خود بپردازند. لیندگرن هیچ راهی را بهتر از بازی آزادانه با رعایت موازین اخلاقی انعطاف‌پذیر نمی‌دانست.

آسترید لیندگرن در رشته‌ی منشی‌گری تحصیل کرد و در ۱۸ سالگی کودکی به دنیا آورد. او ناچار شد سرپرستی کودک را به خانواده‌ای دانمارکی واگذار کند. این تجربه‌ی تلخ، در توصیف دردناک او از زندگی کودکان تنها و رها‌شده بازتاب یافته است. همین که پایگاه اجتماعی و مالی آسترید تثبیت شد، پسرش را به خانه بازگرداند. در سال ۱۹۳۱ با استور لیندگرن ازدواج کرد و صاحب فرزندانی شد. همسرش به‌زودی در گذشت و او دیگر ازدواج نکرد. در سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۷۰ در بزرگترین انتشارات کودکان در سوئد، ربن و شورگن کار می‌کرد. انتشارات رابن و شوگرن نویسندگان سوئدی را به کار بیشتر بر‌می‌انگیخت و بهترین آثار ادبیات کودکان بین‌المللی را به سوئد می‌آورد.

انتشار نخستین کتاب لیندگرن بلافاصله پس از جنگ جهانی دوم، نشان‌دهنده‌ی علاقه‌ی شدید او به آموزش و پرورش و روان‌شناسی کودک و نیز ارتقای آگاهی همگانی از حقوق کودکان بود. لیندگرن به‌تمامی در جبهه‌ی کودکان باقی ماند و همواره شیوه‌های سلطه‌جویانه و تعلیمی سنتی را مورد انتقاد قرار داد. به پیامد جنگ، ادبیات روستایی و ماجراجویانه اولیه‌ی کودکان، سطحی و دروغین به نظر می‌رسید. کارهای لیندگرن خوانندگان جوان را به زندگی روزمره نزدیک‌تر می‌ساخت و لحن شاد و خوش‌بینانه‌ای داشت. لیندگرن در کنار نویسندگانی مانند لنارت هلسینگ و تاو جانسون بر ادبیات کودکان سوئد تاًثیر گذاشت و پایگاه آن را در جامعه تغییر داد. او با نوشتن در همه‌ی ژانرها و سبک‌های ممکن، پیوسته هنجارها و نقش‌های مرسوم را، سازگار با مفاهیم آموزش‌و‌پرورش و نیز اصول هنری زیر پا می‌گذاشت.

استعداد لیندگرن در قصه‌گویی تنها بخشی از توانایی‌های اوست. او توانست مهر و توجه میلیون‌ها کودک و بزرگسال را به سبب توجه‌اش به انسانیت و شرافت به خود جلب کند. لیندگرن هم در زندگی و هم در ادبیات همواره جانبدار تنگدستان و آسیب‌دیدگان بود، چه کودکان، چه بزرگسالان یا حیوانات. جایزه صلح ۱۹۷۸ تجارت کتاب آنان و مدال آلبرت شوایتزر از سوی انستیتو رفاه حیوانات ایالات متحده در سال ۱۹۸۹۹ به همین دلیل به او تعلق گرفت. افزون بر این‌ها، دو جایزه به نام او اختصاص یافته است. در سال ۱۹۶۷۷ به مناسبت شصتمین سال تولد آسترید لیندگرن انتشارات ربن و شورگن جایزه نقدی را بنیاد نهادند که هر‌ساله در زاد روز تولد لیندگرن به نویسنده‌ای سوئدی زبان اهدا می‌شود. پس از مرگ لیندگرن در سال ۲۰۰۲ دولت سوئد نشان یادبود آسترید لیندگرن (آلما) را پدید آورد تا زندگی و آثار او را در حافظه‌ی جمعی زنده نگه دارد و رشد ادبیات ناب کودکان و نوجوانان را ترغیب و ترویج کند. این جایزه که مبلغ آن ۵۵ میلیون کرون است بزرگترین جایزه‌ی نقدی جهان در حوزه‌ی ادبیات کودک و نوجوان به‌شمار می‌آید. بزرگ‌ترین بیمارستان کودکان سوئد در استکهلم نیز به نام این نویسنده نام‌گذاری شده است.

آسترید لیندگرن در سال ۲۰۰۲ و در سن ۹۴ سالگی درگذشت.

بیشتر بخوانید

کتاب‌های آسترید لیندگرن

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 2/ کارلسون دوباره پرواز می‌کند

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 2/ کارلسون دوباره پرواز می‌کند

,مامان گفت: «بیچاره اریک. بابی و بتی خیلی بزرگ‌تر از او هستند، به‌خاطر همین او هم‌بازی ندارد و برای همین است که داستان‌هایی درباره کارلسون از خودش درمی‌آورد.» بابا گفت: «بله، واقعاً وقتش رسیده که برای اریک یک گربه بخریم. خیلی وقت است که از ما یک گربه خواسته و اگر یک حیوان خانگی داشته باشد، دیگر کارلسون را فراموش می‌کند.» این‌جوری بود که بیمبو وارد زندگی اریک شد. او همیشه دلش می‌خواست یک گربه برای خودش داشته باشد و در تولد هشت‌سالگی‌اش بالاخره یک گربه هدیه گرفت. این درست همان ‌روزی بود که مامان و بابا و بابی و بتی بالاخره کارلسون را دیدند.
بیشتر بخوانید
 ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 1/ حقه‌بازی‌های کارلسون

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی 1/ حقه‌بازی‌های کارلسون

,وقتی که از زندگی توی اتاق‌های قوطی‌کبریتی آپارتمان‌های دراز و بی‌قواره خسته شوی، می‌توانی به کارلسون فکر کنی. او از پنجره‌ی اتاقت می‌آید تو، تو را سوار پشتش می‌کند و با هم پرواز می‌کنید، روی شیروانی‌ها راه می‌روید و ماجراهای جذاب و خنده‌داری را با هم تجربه می‌کنید. فقط کافی‌ست پنجره‌ی اتاقت را برای کارلسون پشت‌بومی باز بگذاری!
بیشتر بخوانید
ماجراهای کارلسون پشت‌بومی ۳/ بهترین کارلسون دنیا

ماجراهای کارلسون پشت‌بومی ۳/ بهترین کارلسون دنیا

,یک روز صبح، اریک، کوچک‌ترین عضو خانواده‌ی اریکسون، از صدای مامان و بابا که توی آشپزخانه حرف می‌زدند، بیدار شد. از لحن صدایشان معلوم بود دارند درباره‌ی چیز نگران‌کننده و مهمی حرف می‌زنند. بابا گفت: «همه‌جا را به هم ریخته. ببین توی روزنامه چی نوشته‌اند. اینجا! اینجا را بخوان.» مامان گفت: «وای نه! وحشتناک است! خیلی وحشتناک!» اریک از تختش پرید پایین. می‌خواست بداند چه چیزی آن‌قدر وحشتناک است. و خب، خیلی زود فهمید چه خبر است. توی صفحه‌ی اول روزنامه با تیتر درشت نوشته بودند: «پهپاد جاسوسی یا بشقاب‌پرنده؟»
بیشتر بخوانید