کتاب‌های ترسناک

وحشت در دبستان شومیان 6/ جنگِ سام و ماشینِ غول‌پیکر!

نویسنده: جک شابرت
تصویرگر: سام ریکس
مدرسه ترسناک و ترسناک‌تر می‌شود! یک معلم جدید عجیب‌وغریب به دبستان شومیان آمده است. چه نقشه‌ای توی سر این معلم مرموز است؟ آیا ممکن است بخواهد شایرون شومیان را دوباره به زندگی واقعی برگرداند؟

وحشت در دبستان شومیان 5/ یخ‌بندان در مدرسه!

نویسنده: جک شابرت
تصویرگر: سام ریکس
برف و بوران شدیدی راه افتاده است و دانش‌آموزها و معلم‌ها توی دبستان شومیان گیر افتاده‌اند. از سقف مدرسه قندیل می‌بارد و راهروهای مدرسه از کپه‌های برف پر شده‌اند. سام خیلی زود می‌فهمد این یخبندانِ بی‌سابقه بخشی از نقشه‌ی وحشتناک شایرون شومیان است. آیا سام و دوست‌هایش می‌توانند رادیاتورها را...

وحشت در دبستان شومیان ۳/ زنگ تفریح در جنگل!پ

نویسنده: جک شابرت
تصویرگر: سام ریکس
سام، آنتونیو و لوسی خبر داشتند مدرسه‌شان زنده است، ولی انتظار این یکی را نداشتند! وقتی جنگلِ پشت مدرسه جلوی چشمشان جان گرفت، واقعاً شوکه شدند. آیا قدرت عجیب‌وغریبِ شایرون شومیان بیرون از مدرسه هم اثر می‌کند؟ شاید مدرسه هنوز جای امن‌تری از جنگل باشد، به‌شرط آنکه بتوانند از هزارتوی علف‌های وحشی...

وحشت در دبستان شومیان ۴/ نمایشگاه علمی ترسناک!

نویسنده: جک شابرت
تصویرگر: سام ریکس
قرار است در دبستان شومیان یک نمایشگاهِ علمی برگزار شود. سام، لوسی و آنتونیو در کتابخانه‌ی مدرسه سخت مشغول تحقیق برای انتخاب پروژه‌ی علمی‌شان هستند که سروکله‌ی یک کتاب عجیب پیدا می‌شود. یک‌دفعه مدرسه جان می‌گیرد. زمین به لرزه می‌افتد و پروژه‌های علمی بچه‌ها منفجر می‌شود. سالن ورزش مدرسه هم به یک...

وحشت در دبستان شومیان ۲/ کمد آدم خوار!

نویسنده: جک شابرت
تصویرگر: سام ریکس
دبستان شومیان یک موجود زنده است! و این وظیفه‌ی مأمور انتظامات مدرسه، یعنی سام گریوز است که از جان بچه‌ها در برابر مدرسه محافظت کند. دوست‌های صمیمی‌اش، آنتونیو و لوسی، می‌خواهند به او کمک کنند، اما یک‌دفعه کمُدی لوسی را می‌خورد! سام و آنتونیو به کمکش می‌روند، ولی در اعماق این مدرسه‌ی...

وحشت در دبستان شومیان ۱/ مدرسه زنده است!

نویسنده: جک شابرت
تصویرگر: سام ریکس
سام گریوز تازه مأمور انتظامات دبستان شومیان شده است، اما روز اول مأموریتش رازی وحشتناک را درباره‌ی مدرسه‌شان می‌فهمد: مدرسه‌شان یک موجود زنده‌ی گرسنه است و خوراکش چیزی نیست جز دانش‌آموزهای مدرسه! سام دیگر چاره‌ای ندارد، باید نوار زشتِ نارنجیِ مأمورانتظاماتی‌اش را روی شانه‌اش بیندازد و...

قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس ۳/ داس مرگ

نویسنده: محمدرضا شمس
تصویرگر: مهدی صادقی
جن‌هایی که سونای بخار می‌گیرن، پسرِ هیولا، ایسچی، گرگینه، دراکولا، مرگ با داس بلندش توی اتوبوس، دوربینی که از هرکسی عکس بگیره اون ناپدید می‌شه، شبح‌های بی‌خانمان... از این چیزها می‌ترسی؟ می‌ترسی و می‌لرزی؟ می‌لرزی و خیس می‌شی؟ اگه فکر می‌کنی بچه‌ی نَترسی هستی، بیا وسط! اگه دلت...

قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس ۲/ شبح سفیدپوش

نویسنده: محمدرضا شمس
تصویرگر: مهدی صادقی
چاهِ پر از هیولا، مردآزما، دی‌زنگرو، خون‌آشامی که توی خواب راه می‌ره، شبح‌های سفیدپوش وسط جاده‌ها، دست‌هایی که از توی آینه بیرون می‌آن و اسکلتی که برای خودش جشن‌تولد می‌گیره... از این چیزها می‌ترسی؟ می‌ترسی و می‌لرزی؟ می‌لرزی و خیس می‌شی؟ اگه فکر می‌کنی بچه‌ی نَترسی هستی، بیا وسط!...

قصه‌های بترس برای بچه‌های نترس ۱/ اسکلت خون‌آشام

نویسنده: محمدرضا شمس
تصویرگر: مهدی صادقی
اسکلت‌های خون‌آشام، اتوبوس‌هایی که فقط مرده‌ها رو سوار می‌کنند، هیولاهایی که دیکته می‌گن. جن‌هایی که توی متکا زندگی می‌کنند، زن‌های قوزی، گرگینه‌ها... از این چیزها می‌ترسی؟ می‌ترسی و می‌لرزی؟ می‌لرزی و خیس می‌شی؟ اگه فکر می‌کنی بچه‌ی نَترسی هستی، بیا وسط! اگه دلت می‌خواد ترس رو...

وسط راهروی تاریک

نویسنده: مهدی رجبی
تصویرگر: غزاله بیگدلو
دکه‌ی ته راهرو را تا حالا ندیده بودند. نیم‌استوانه‌ای بود زرد و بنفش، شبیه قوطی کنسروی نصف‌شده. رویش عکسی بود از صحنه‌ی یک سیرک و دلقک بدقیافه‌ای که از دهانش آتش بیرون می‌داد. گوشه‌ی چپ عکس، مردی سر قطع شده‌ی خون‌چکانش را گرفته بود دستش. سربریده می‌خندید. کنار دکه مردی کشیده و لاغراندام ایستاده بود...