کتاب‌های خنده‌دار

جناب گورکن 3/ جناب گورکن و شاهزاده‌خانم سخت‌گیر

نویسنده: لی هابز
تصویرگر: لی هابز
جناب گورکن سالهای سال است که در هتل بوبلی کار می‌کند. او مدیر مناسبت‌های خاص است؛ یعنی مهمانی‌ها و مراسم شادی را در هتل برگزار می‌کند.کار بابایش هم همین بوده. کار بابابزرگش هم همین بوده.جناب گورکن عادت دارد با همه‌ی مهمان‌ها کنار بیاید؛ هم مهمان‌های خوب و هم مهمان‌های بد. اما یک روز، دقیقاً در روز...

لیل ماجراجو 1/ دزد دریایی مخفی

نویسنده: اِلی وولارد
«اون پس‌وپشت هرچی که بود، سگ نبود  سبز بود و تیزتیزی، ولی برگ نبود  یه موجود حریص و بدذات اونجا بود، درست پیشِ پای لیل  حدس بزنید چی، بله، یه...  کروکودیل!» لیل دزد دریایی است، اما از آن دزدهای دریایی زرنگ و کاردرست! اگر کسی، جایی توی دردسر بیفتد، فوری...

خانواده‌ی سلطنتی 3/ قایم‌موشک‌بازیِ سلطنتی

نویسنده: کریستوف موری
تصویرگر: اورور دمانت
بچه‌ها از دست پدر و مادرشان فرار می‌کنند تا از جشن تولد شاهزاده خانم‌ها خلاص شوند. آنها با دوست‌هایشان سوار بر هلیکوپتر سلطنتی در جزیره‌ای متروکه فرود می‌آیند و اتفاقات عجیب‌وغریبی برایشان می‌افتد.

داستان‌های خبیث 3/ چشم بادمجانی‌ها

نویسنده: لاله جعفری
تصویرگر: حمید خلوتی
ثانیه  خانم یک برج سی طبقه ی خالی داشت. صبح ها از وقتی بیدار می شد تا شب، یک ثانیه هم، یک جای برجش بند نمی شد. ثانیه ی اول می رفت کنار پنجره. اگر کلاغی، کبوتری، چیزی آن دور و بر بود، با تفنگش می زد. ثانیه ی بعد می دوید و شکارش را می آورد و آب پزش می کرد و می خورد... 

داستان‌های خبیث 2/ ساسی بی‌چشم‌ و رو

نویسنده: فریبا کلهر
تصویرگر: حمید خلوتی
یک اسکلت بود، اما دو تا بودند. دوقلو نبودند... برادر نبودند... فقط دو تا بودند که به هم چسبیده بودند. دو سر و چهار تا دست و چهار تا پا... همه‌چیز دوتا دوتا به جز قلب که یکی بود و طرف چپ اسی بود و یک دکمه‌ی عجیب که پشت گردن ساسی بود...

داستان‌های خبیث 1/ گول‌گولاخین

نویسنده: سوسن طاقدیس
تصویرگر: حمید خلوتی
گول‌گولاخین، فین و فین و فین، دماغشو بالا کشید. دوید و دوید. رسید به خرسِ ماهیگیر، هُلش داد، گفت: «نگیر! ماهی نگیر! خودتو بگیر!» ماهی‌هاشو یه لقمه کرد و بیشتر، قِرچ و قُوروچ و قُوروچ‌تر، ماهی‌ها با دُم و سَر، خندید و رفت جلوتر.

دوقلوهای دندان‌خرگوشی 3/ سمانی و سمیلی و دردسرهای تازه

نویسنده: سمانه قاسمی
تصویرگر: سمانه قاسمی
سمانی و سمیلی، خرگوش‌های دوقلوی بامزه‌ای هستند که می‌خواهند توی هر کاری سَرَک بکشند؛ برای همین هم خیلی وقت‌ها دردسر می‌سازند. تورک‌ریزه، خارخارو، قوری‌قوری و مولی دوستان آنها هستند و با هم ماجراهای خنده‌دار و جالبی دارند. با اینکه خرابکاری‌های آنها بزرگترها را عصبانی می‌کند، اما انگار نتیجه‌اش...

لوتا پیترمن 7/ آخر و عاقبت گربه‌بازی!

نویسنده: آلیس پانترمولر
تصویرگر: دانیلا کوهل
چقدر بامزه! شایِن و شانِل صاحب یک داداش‌کوچولو شدند! دیروز خیلی غافلگیرانه سرو کله‌ی باباشون با روکوکوچولو پیدا شد. روکو چند تا دندان کوچولو دارد و کمی هم راه می‌رود، ولی خیلی گوگولی است؛ عین یک بچه‌گربه! معلوم است که من به شاین توی بچه‌داری کمک می‌کنم - هرچه نباشد من متخصص داداش‌کوچولوداشتن...

آگوس و هیولاها 7/ جشنواره‌ی بازی‌های رومیزی

نویسنده: ژائومه کوپونس
سلام! من آگوس پیانولا هستم و اگر احیاناً تا حالا افتخار آشنایی باهام را پیدا نکرده‌اید، باید خدمتتان عرض کنم که با چند تا هیولا زندگی می‌کنم. همه‌چیز داشت به خوبی و خوشی پیش می‌رفت، تا اینکه سروکله‌ی دکتر بروت خبیث و نقشه‌های بدجنسانه‌اش پیدا شد. این بار، یک دوره مسابقات بازی‌های رومیزی ترتیب...

کله تخم‌مرغی و دوست زبان‌درازش

نویسنده: بیتا ترابی
فکر کنید یک پایتان پنج سانتیمتر از آن یکی پایتان کوتاه‌تر است و وقتی راه می‌روید، کمی می‌لنگید. حالا تصور کنید توی یک روز معمولی، یک اتفاق غیرمعمولی ولی هیجان‌انگیز برایتان بیفتد... مثلاً یکی پیدا شود بیاید در گوشتان بگوید: «من فوت‌وفن‌های قوری قوراقورا رو بهت یاد می‌دم! قوره یا قور نیست!؟» و شما...