شاخنامه ۳/ نامهی هشدار برای یک دیو
شاخنامهی 3
نامهی هشدار برای یک دیو
زهرا شاهی
شاخنامه همانطور که از اسمش پیداست داستان شاخهاست. اصلاً کی
گفته همیشه باید داستان شاهها را نوشت و خواند؟ خیلی وقتها تاریخ را شاخها رقم
میزنند؛ همانهایی که غرور و خودخواهی و قدرت، حسابی شاخشان کرده و فکر میکنند
حالا که دنیا به دست آنها افتاده تا میتوانند باید به همهچیز و همهکس شاخ
بزنند و شاخ بقیه را هم بشکنند. شاخنامه داستان همین شاختوشاخ شدنهاست و
آخروعاقبت شاخهای دراز.
قرار است توی این کتاب از دیوها بیشتر بخوانید. قرار
است غولاد کَندی برایتان تعریف کند که چه بر سر برادرش، کولاد غندی
و بقیهی دیوهای مازندران آمد.
غولاد که در جنگ مازندران فهمیده درافتادن با رستم
آخروعاقبت ندارد، میخواهد هرطور شده اَکوان دیو را از نزدیکشدن به او
منصرف کند تا نسل دیوها رو به انقراض نرود. قرار است در این کتاب سرکوفتهای
غولاد به اکوان را بخوانید و از سرنوشت غولهای حرفگوشنکن باخبر شوید.
پدیدآورندگان
شما چه میگویید