انتشارات هوپا
گالری
بیشتر بدانید!
پدیدآورندگان
شما چه می گویید

کارم داشتی سوت بزن!

نویسنده : بگونیا اورو
تصویرگر : آنا پِس
تعداد صفحات : 168
گروه سنی : ۹ تا ۱۳ سال
قیمت : 33000 تومان
يک روز عصر بعد از خريد، وقتی خانم و آقاي پرز خواستند بچه‌شان را از توی چرخ‌دستی دربياورند، نتوانستند. گير کرده بود. خيلی باهاش کلنجار رفتند. بعدش صندوق‌دارها تلاش کردند بچه را بيرون بکشند و بعد هم مسئولان قفسه‌ها، سه تا از مشتری‌ها، خانم مدير، آتش‌نشان‌ها و ديگران. اما هيچ‌جوره نمی‌شد از توی چرخ‌دستی درش بياورند. خانمِ مدير فروشگاه گفت: «مجبور است از اين به بعد توی چرخ‌دستی زندگی کند.»

و از آن روز به بعد، ميم تبديل شد به... پسرکِ چرخ‌دستی.

بیشتر بدانید!
میم پِرِز پِرِز، پسربچه‌ی کوچکی بود که روزی با پدر و مادرش به فروشگاه بزرگی می‌رود. زمانی که خریدشان تمام می‌شود، هر کاری می‌کنند نمی‌توانند میم را از توی چرخ‌دستی فروشگاه بیرون بیاورند و میم مجبور می‌شود به زندگی خود در فروشگاه ادامه دهد. از آن روز به بعد، هیچ‌چیز در فروشگاه مثل قبل نبود، چون پسرکِ چرخ‌دستی آنجا بود.

آیا چنین اتفاقی ممکن است؟ پسرک کوچکی مثل میم چطور می‌تواند در فروشگاه با اسباب‌بازی‌ها، ماهی‌ها و ابزارها زندگی کند؟

پدید آورندگان
بگونیا اورو
بگونیا اورو
دلش می‌خواهد بی‌آنکه خم شود يا اينکه بچه‌ها را مجبور کند بالا را نگاه کنند، توی چشم‌هايشان نگاه کند. برای همين هم عاشق اين است که پسرش را توی صندلی چرخ‌دستيی فروشگاه بگذارد تا بتواند موقع حرف‌زدن، نگاهش کند. يک روز توی راهروی پنيرها، قصه‌ی پسرکِ چرخ‌دستی به ذهنش رسيد. بعد روزها، ماه‌ها، سال‌ها و توی همه‌ی راهروهای فروشگاه، داستان‌هايی از آن بچه برای پسرش تعريف کرد. اين‌طور شد که وقتی پسرش از او خواست تا کتابی بنويسد، «کتابی جدی، بدون جادوگر و شعبده‌باز و ديوانه‌بازی»، بگونيا فهميد وقت آن رسيده که ماجرای پسرکِ چرخ‌دستی را بنويسد، اما تقصير او چيست که تعدادی هيولا و ماجراهای مسخره هم سر راه پسرکِ چرخ‌دستی سبز شد؟ ولی اين کتاب جدی است. قبول نداری؟
آنا پِس
آنا پِس
خواهر و برادر ندارد، برای همين هم کوچک که بود، وقتی حوصله‌اش سرمی‌رفت، شخصيت‌های مختلف خلق می‌کرد. گاهي نقاشی‌شان می‌کرد، گاهی هم آن‌ها را با خلال دندان، چوب گيلاس، يا هر چيز ديگری که توی خانه پيدا می‌شد، می‌ساخت. نقاشی را خيلی دوست دارد، اما کارهای ديگری را هم دوست دارد، مثلاً آشپزی برای آدم‌هايی که دوستشان دارد، خوردن خوراکی‌های خوشمزه، پايکوبی و آواز (حتی اگر خارج بخواند)، آفتاب‌گرفتن و پيداکردن چيزهای کوچکی که باعث می‌شوند دنيا جای خيلی بهتری برای زندگی باشد. در ضمن دوست دارد دوست‌هايش و گربه‌ها را نوازش کند. و از همه بيشتر دوست دارد بخندد، خيلی بخندد. آهان، وقتی هم عصبی می‌شود، دلش درد می‌گيرد، مثل ميم.
محمدرضا پارساکیش
محمدرضا پارساکیش
محمدرضا پارساکیش، متولد سال ۱۳۶۵ تهران هستم. نوجوان که بودم بهترین تفریحم انگلیسی‌خوندن بود. دبیرستان ریاضی خوندم ولی به زبان‌های خارجی و ادبیات فارسی علاقه‌ی زیادی داشتم. بعد از اینکه مدت کوتاهی تو یه رشته‌ی مهندسی درس خوندم، تصمیم گرفتم دنبال علاقه‌م برم و این شد که زبان اسپانیایی خوندم. در حال حاضر شغلم هیچ ارتباطی با ترجمه نداره، ولی این کار بخشی از زندگی‌م شده.
شما چه می گویید
ثبت نظر به عنوان کاربر مهمان
کاربر مهمان : علی

سلام نمیخوام بی ادبی کنم یک سوال اگه کهیک نویسنده کرده باشد شما از چه کسی اجازه میگیرید و آن کتاب را چاپ میکنید ؟؟؟؟

سلام. اگر منظورتان این است که ما چه‌جوری از نویسنده‌های خارجی برای ترجمه‌ی کتاب‌هایشان اجازه می‌گیریم، این‌جوری است که به ناشرها یا نماینده‌های آن نویسنده‌ها نامه می‌نویسیم و بعد قرارداد می‌بندیم.
کاربر مهمان : محمد

باسلام آیا شما کتاب های ترسناک برای بزرگ سال منتشر میکنید و اگر هم آره میشه اسم کتاب رو بگویید با تشکر

سلام. تا به حال چاپ نکرده‌ایم.
کاربر مهمان : 3545

ته جدولی های ۶ کی میاید بعد عید یا قبل عید?

تا پایان سال ۹۸ نمی‌آید.
کاربر مهمان : برهان محمدی

پرفروش ترین کتاب هوپا چیه ؟؟

مجموعه‌ی «تام گیتس».
کاربر مهمان : ناشناس

سلام. کی منتشر می شود و درباره چیست؟

سلام. به زودی منتشر می‌شود و داستانش را در بخش «بیشتر بدانید» نوشته‌ایم: میم پِرِز پِرِز، پسربچه‌ی کوچکی بود که روزی با پدر و مادرش به فروشگاه بزرگی می‌رود. زمانی که خریدشان تمام می‌شود، هر کاری می‌کنند نمی‌توانند میم را از توی چرخ‌دستی فروشگاه بیرون بیاورند و میم مجبور می‌شود به زندگی خود در فروشگاه ادامه دهد. از آن روز به بعد، هیچ‌چیز در فروشگاه مثل قبل نبود، چون پسرکِ چرخ‌دستی آنجا بود. آیا چنین اتفاقی ممکن است؟ پسرک کوچکی مثل میم چطور می‌تواند در فروشگاه با اسباب‌بازی‌ها، ماهی‌ها و ابزارها زندگی کند؟