انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

سیدجواد راهنما

نویسنده و مترجم
سید‌جواد راهنما، متولد سال 1360 و کارشناس هنر از دانشگاه کرمان و کارشناس ارشد مدیریت از دانشگاه علوم و تحقیقات تهران است. به مدت چند سال روزنامه‌نگار بود و اولین کتاب جدی‌اش در ادبیات کودک اینجا جنگل نام دارد. بعضی از آثار دیگر او عبارتند از: روز گمشده‌ها، ممش‌جان من را نخور، تولد یک نقاشی، یک‌مشت نمک، وردهایی که دزد می‌گیرند، گورخر کوچه‌ی بن‌بست، بابای من، مرد کوچک و سرسره‌ی بامزه، موش‌های من و بابام، الاغ فرغون‌سوار.

او چند مجموعه‌ی ‌تلویزیونی را هم نوشته است، مثل: تاریخ از این‌ور، علوم نارنجی، دیروز امروز، فردا، مجموعه‌ی ‌انیمیشن کوکو قصه‌ی ما کو؟ تله‌فیلم قدر آن‌‌‌ روزها و نمایشنا‌مه‌ی رگراک‌ها که در سال1386 در جشنواره‌ی ‌مهرآیین به‌عنوان بهترین نمایش‌نامه‌ انتخاب شد. همچنین در سال 1388 برای داستان گوش‌گلدونی برنده‌ی جایزه‌ی گام اول شد.

رمان خرسی که چپق می‌کشید، اولین تجربه‌ی رمان‌نویسی جدی او برای کودکان و نوجوانان است. سید‌جواد راهنما عاشق همه‌ی کودکان کره‌ی زمین است.

کتاب‌های سیدجواد راهنما

خرسی که چپق می‌کشید

خرسی که چپق می‌کشید

,کریم‌خسته یک آدم است که قبل‌ترها که شهر ما هنوز شهر نشده بود، به گاوها آمپول می‌زد تا سرما نخورند. اما همه‌ی گاوها سرما خوردند و آن‌قدر آب از چشم و دماغشان آمد که مُردند. اما بعد از اینکه اینجا شهر شد و همه‌ی گاوها مردند، کریم‌خسته تصمیم گرفت شغلش را عوض کند. برای همین آمپول نجات‌بخشش را کنار گذاشت. بعد از توی کوچه یک سوراخ بزرگ روی دیوار خانه‌اش در آورد و یک پنجره‌ی آهنی زنگ‌زده توی دیوار کار گذاشت. چون سوراخ را کج کنده بود، پنجره آهنی هم کج شده بود. یک تابلو هم بالای آن زد و با خط درشت رویش نوشت: «میوه‌و‌تره‌بار کریم‌خسته» و زیر آن با خط ریز نوشت: «خرید‌و‌فروش انواع و اقسام میوه و سبزیجات کوهی و غیرکوهی» و زیر آن با خط ریزتر از خط قبلی نوشت: «پرتقال کوهی موجود است.» آخر سر هم با خط خیلی‌خیلی ریزتر نوشت: «اگر خواستید آمپول گاو پذیرفته می‌شود.» این جمله‌ی آخر را خیلی‌خیلی کوچک نوشته بود. زن‌ و مردهای روستا هم وقتی گیاه دارویی یا چیزی داشتند که می‌خواستند بفروشند، می‌رفتند پای پنجره‌ی کج کریم‌خسته و چیزمیزهایشان را می‌دادند و پول می‌گرفتند.
بیشتر بخوانید!
جنابِ گورکن 1/ جناب گورکن و غافل‌گیری بزرگ

جنابِ گورکن 1/ جناب گورکن و غافل‌گیری بزرگ

,جناب گورکن سال‌های سال است که در هتل بوبلی کار می‌کند. او مدیر مناسبت‌های خاص است؛ یعنی مهمانی‌ها و مراسم شادی را در هتل برگزار می‌کند. کار بابایش هم همین بوده. کار بابابزرگش هم همین بوده. جناب گورکن و دستیارش، خانم پیمز، دارند برای برگزارکردن جشن تولد سیلویا آماده می‌شوند. آقای سِسیل و خانم سِلیا پدربزرگ و مادربزرگ سیلویا هستند و هتل بوبلی هم مال آنهاست. جناب گورکن سخت مشغول کار است، اما نمی‌داند چه‌چیزی در انتظارش است. فکر می‌کنی جشن تولد خوب برگزار می‌شود؟ با جناب گورکن همراه شو تا بفهمی.
بیشتر بخوانید!
جناب گورکن 2/ جناب گورکن و میمون گم‌شده

جناب گورکن 2/ جناب گورکن و میمون گم‌شده

,جناب گورکن مثل روزهای قبل مشغول رسیدگی به کارهای هتل است که ناگهان متوجه می‌شود اتفاق عجیبی افتاده... ماجرا از این قرار است که از قدیم‌ها میمون خیلی بزرگی، به نام آلگرنون، در هتل بوبلی بود که همیشه توی جای مخصوصش بی‌حرکت می‌ایستاد. اما آن روز جناب گورکن می‌بیند آلگرنون سر جای خودش نیست... او غیبش زده! جناب گورکن دست‌به‌کار می‌شود تا از این اتفاق عجیب سردربیاورد. فکر می‌کنی موفق می‌شود؟ داستان را بخوان تا بفهمی ماجرا چه بوده.
بیشتر بخوانید!