مرا به خاطر بسپار فراموشی رمز عبور
انتشارات هوپا
انتشارات هوپا

الهه بهین

تصویرگر
وقتی کوچک بودم و بقیه بزرگ بودند،‌ زیاد نقاشی می‌کردم. یک‌ریز نقاشی می‌کردم تا اینکه یک روزی دیدم بزرگ شده‌ام و تنها کاری که بلدم نقاشی‌کردن است. پس به دانشکده‌ی هنرهای زیبا رفتم؛ آدم‌هایی مثل من که فقط نقاشی‌کردن و از این جورکارها بلدند به آنجا می‌روند. توی دانشکده یک‌عالم نمره‌ی صفر گرفتم، چون همیشه روز امتحان را فراموش می‌کردم. راستش من از امتحان‌دادن و تمام‌شدن هر چیزی بدم می‌آید. برای همین الان بیست سال است که بیست ساله‌ام!

تا به حال چندتا انیمیشن ساخته‌ام، در چند تئاتر هم بازی کرده‌ام، طراحی گرافیک و تصویرگری برای چندتا کتاب را هم انجام داده‌ام.

قصه‌ها، حیوان‌ها، آدم‌های کم‌حرف و بستنی را دوست دارم و موقع دیدن فیلم‌های غمگین، با صدای بلند گریه می‌کنم.

کتاب‌های الهه بهین

دم گربه به چه درد می‌خوره؟

دم گربه به چه درد می‌خوره؟

,آقای گربه که از حرف‌های بچه‌ها گوش‌هایش سیخ شده بود، نمی‌دانست همان‌ روز حادثه به محض فرار بچه‌ها، شاهزاده‌ی بستنی قبل از آن‌که کاملاً بیهوش شود، چوب جادویی‌اش را در هوا چرخانده و … اجیپور، مجیزور، لاترجیکور! یک گرد جادویی نامرئی تمام شهر را پوشانده و وارد مغز بچه‎ها شده، تا بچه‌ها چیزهایی را بگویند که عجوزه‌ها دوست دارند مردم بشنوند.
بیشتر بخوانید!
گربه‌های پایتخت‌نشین/ دوستی خوبه؛ مثل بنز

گربه‌های پایتخت‌نشین/ دوستی خوبه؛ مثل بنز

,کتک‌خورها به بهشت نمی‌روند. اما این به این معنی نیست که هرکسی بهشت رفته، کتک نخورده! تو باید آرام و بی‌صدا کتک بخوری. آخرش بلند شوی و خودت را بتکانی و تا جایی که می‌توانی، تند بدوی و فلنگ را ببندی. بعد هم همچین خاطره‌ای را فراموش کنی یا اصلاً فکر کنی آن‌که کتک می‌زده، تو بوده‌ای و آن‌که کتک می‌خورده، تو نبوده‌ای!
بیشتر بخوانید!